یعنی چه
بیبضاعت در لغت به معنای کسی است که مال، دارایی یا کالایی برای گذران زندگی یا تجارت ندارد؛ فردی که در وضعیت تنگدستی و فقر مادی به سر میبرد.
در جدول
این کلمه در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان راهنمای کلماتی چون فقیر، نادار و تنگدست میآید و خود واژه نیز ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به میزان شدت فقر مادی، از واژههای متنوعی برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژههای فَقیر و مُعْدِم دقیقترین همپوشانی معنایی را با این اصطلاح دارند.
به فارسی
از نظر واژهگزینی و برابرهای پارسی، کلماتی مانند تنگدست، نادار، بیچیز، مستمند، کممایه و بینوا به جای این صفت ترکیبی به کار میروند.
در قرآن
ترکیب «بیبضاعت» در قرآن کریم وجود ندارد؛ اما واژه ریشه یعنی «بضاعت» (به معنی کالا و سرمایه) ۳ بار در سوره یوسف (آیات ۱۹، ۶۵ و ۸۸) به کار رفته است. مفهوم افراد بیبضاعت در قرآن با واژگانی چون فقیر، مسکین و محروم توصیف شده است و اصطلاح «بضاعت مزجات» نیز در ادبیات فارسی از آیه ۸۸ این سوره به معنای سرمایه اندک یا تحفه ناچیز مجازاً وارد شده است.
جمعبندی و توضیح کامل بی بضاعت
واژه بیبضاعت یک صفت مرکب (فاصل-عربی) است که از پیشوند نفی فارسی «بی» و کلمه عربی «بِضاعَة» (به معنی سرمایه یا کالا برای تجارت) ساخته شده است. این اصطلاح در جامعه و ادبیات برای توصیف افرادی به کار میرود که به دلیل نداشتن تمکن مالی، دارایی یا سرمایه کافی، در گذران امور روزمره خود با سختی روبرو هستند و نیاز به حمایتهای اجتماعی و خیریه دارند.
اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در متون قرآنی ذکر نشده، اما ریشه عربی آن در سوره یوسف برای اشاره به بهای خرید و کالا آمده است و مفاهیم مترادف آن نظیر فقر و مسکنت به کرات مورد توجه قرار گرفتهاند. در زبان فارسی، این کلمه بار احساسی همراه با همدلی دارد و متضاد کلماتی چون ثروتمند، غنی و متمول به شمار میرود.