یعنی چه
آشکار بودن (که شکل درست املایی آن با الف ممدوده به صورت «آشکار بودن» است) به معنای پنهان نبودن، هویدا بودن و عیان بودن یک امر، شیء یا حقیقت است؛ به طوری که به راحتی توسط حواس پنجگانه یا عقل انسان قابل درک و مشاهده باشد.
تلفظ
این واژه به صورت āš-kār bū-dan تلفظ میشود. بخش اول آن یعنی «آشکار» از زبان فارسی میانه و پهلوی به جا مانده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر عبارت ۹ حرفی خواسته شود، خود واژه «اشکار بودن» پاسخ است. برای تعداد حروف کمتر، میتوان از مترادفهایی مانند پیدا، هویدا، عیان، نمایان یا واضح استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم آشکار بودن، با توجه به سیاق متن از صفاتی نظیر obvious یا evident استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی کلمه açık به معنای روشن و عیان به کار میرود و واژه aşikar نیز به عنوان یک وامواژه عینا استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اشکار بودن
مصدر «آشکار بودن» ریشه در زبان فارسی میانه و واژه پهلوی āškārag دارد که از دیرباز برای بیان مفاهیمی چون پنهان نبودن، صراحت و تجلی به کار میرفته است. این کلمه از نظر ساختار واژگانی یک مصدر مرکب است و در نقطه مقابلِ مفاهیمی چون نهان بودن، خفا و مستور بودن قرار میگیرد. در نگارش معیار باید دقت داشت که این واژه با الف ممدوده (آ) نوشته میشود و نوشتن آن به صورت «اشکار» معمولاً یک غلط املایی رایج به شمار میرود، مگر در متون کهن که گاهی «اشکار» به معنای مخففِ شکار به کار رفته است.
در کاربردهای روزمره و ادبی، این واژه دلالت بر وضوح کامل یک مسئله دارد؛ به طوری که هیچ شک و شبههای در آن باقی نماند. برای مثال وقتی میگوییم «آشکار بودن نیت او برای همه ثابت شد»، به این معناست که قصد و هدف وی کاملاً بیپرده و بدون ابهام در معرض دید و قضاوت دیگران قرار گرفته است.
اگرچه این ترکیب فارسی به صورت مستقیم در متن عربی قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم عمیق آن با واژگانی کلیدی همچون «مبین» (روشنگر و آشکار) و «ظاهر» (پیدا و علنی) به وفور مورد استفاده قرار گرفته است. در نمادشناسی ادبی و عرفانی نیز، آشکار بودن همواره نمادی از نور، حقیقت، خلوص، راستی و کشف و شهود به شمار میرود که در برابر تاریکی و فریبِ پنهانکاری قرار دارد.