یعنی چه
القنطار (با حذف الف و لام: قنطار) در لغت به معنای مال بسیار زیاد، گنج و ثروت هنگفت است. این واژه در اصل به عنوان یک واحد اندازهگیری وزن در قدیم به کار میرفته (معمولاً برابر با صد رِطل) که پوست گاو یا مشکی پر از سکههای زر را نیز با آن کنایه میزدند، اما در کاربرد رایج به نمادی از دارایی بیحساب و زیادهخواهی دنیوی تبدیل شده است.
تلفظ
این کلمه با کسر حرف قاف و سکون نون به صورت «قِنْطار» تلفظ میشود که همراه با الف و لام معرفه، «اَلْقِنْطار» خوانده میشود.
در جدول
در مسابقات جدول کلمات، پاسخ به عنوان واحد وزن قدیمی یا مال کثیر، خود واژهٔ «القنطار» با ۷ حرف یا «قنطار» با ۵ حرف است.
به عربی
در زبان عربی این واژه بیشتر در مفهوم استعاری ثروت کلان و انباشته از طلا و نقره استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل ثروت هنگفت، گنج، مال کثیر، خواستهٔ بسیار و بدره (کیسه زر) هستند که مفهوم فراوانی و انباشتگی دارایی را میرسانند.
در قرآن
این واژه دقیقاً ۳ بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ در آیه ۱۴ آلعمران به صورت جمع مکسر (وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ) به معنای گنجینههای انباشته، در آیه ۷۵ آلعمران درباره امانتداری مال فراوان، و در آیه ۲۰ سوره نساء در اشاره به پرداخت مهریه سنگین و زیاد به زنان (وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا) که نشاندهنده عدم وجود سقف فقهی برای مهریه است.
جمعبندی و توضیح کامل القنطار
واژه «القنطار» اصالتاً عربی نبوده و یک وامواژه معرب است که از طریق زبانهای یونانی (kentēnárion) و لاتین (centenarium به معنی صدتایی) پیش از اسلام وارد زبان عربی شده است. این کلمه در طول زمان از یک واحد سنجش وزن تاریخی و متغیر، به یک مفهوم استعاری و کنایهای برای اشاره به ثروتهای کلان، طلا و نقره انباشته و گنجهای بیکران تبدیل شد.
در فرهنگ اسلامی و لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین، القنطار نمادی از زیادهخواهیهای دنیوی یا داراییهای عظیمی است که انسان به آن دلبستگی پیدا میکند. همچنین در فقه اسلامی بر اساس آیات قرآن، این کلمه سندی بر مشروعیت مهریههای سنگین و فراوان بدون داشتن سقف معین به شمار میرود.