یعنی چه
بارسالاری به موقعیت، شغل و نظام کاریِ «بارسالار» اشاره دارد. بارسالار در دربار شاهان قدیم، مأمور نظارت بر ورود و خروج، پردهداری و اجازهٔ حضور دادن به مراجعان (بار دادن) بوده است. همچنین در مسیرهای تجاری، به معنای رئیس کاروان، قافلهسالار یا صاحب اصلی کالاهای تجاری است که مدیریت بارها را بر عهده دارد.
تلفظ
این واژه به صورت بَارْسَالَارِی تلفظ میشود که از ترکیب سه بخش واژگانیِ بار + سالار + ی ساخته شده است.
در جدول
این واژه دقیقاً ۹ حرف دارد و در مواجهه با طراحان جدول معمولاً به عنوان معادل عناصری چون مناصب درباری قدیم، حاجب بزرگ یا هدایتکننده قافله و مالالتجاره کاربرد دارد.
به انگلیسی
با توجه به دو کاربرد تاریخی این واژه، در متون مربوط به ساختار دربار از عبارت Grand Chamberlain و در متون اقتصادی و بازرگانی کهن از Caravan leader استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی و تاریخ حاکمیتهای اسلامی، منصب پردهداری و مدیریت اجازهٔ ورود به حضور پادشاه یا خلیفه را حِجابت مینامیدند که دقیقترین برگردان برای نقش درباری این واژه است.
به فارسی
واژههای جایگزین و هممعنی فارسی آن شامل پردهداری، نظام حاجبان دربار، کاروانسالاری و هدایتگری قافلههای تجاری است.
جمعبندی و توضیح کامل بارسالاری
واژهٔ بارسالاری یک اصطلاح اصیل، کهن و ترکیبی در زبان فارسی است که از سه جزء «بار» (به معنی اجازه شرفیابی یا کالای بازرگانی)، «سالار» (به معنی رئیس و سردار) و پسوند مصدری «ی» تشکیل شده است. این کلمه دو کاربرد ساختاری و معنایی عمده در تاریخ و ادبیات ایران داشته است؛ نخست در نظام دیوانسالاری و درباری به معنای منصب پردهداری و ریاست تشریفات، و دوم در پهنهٔ تجارت به معنای هدایت و مدیریت کاروانهای بزرگ تجاری.
بهترین مصداق ادبی این واژه در گلستان سعدی تجلی یافته است، آنجا که در حکایتی میفرماید: «بارسالاری بیفتاد از ستور»؛ که نشاندهنده موقعیت یک تاجر بزرگ یا رئیس قافله است که کالایی ارزشمند را جابهجا میکند. شناخت این واژه به درک بهتر اصطلاحات اداری و اقتصادی متون کهن فارسی کمک فراوانی میکند.