یعنی چه
گریبانگیر شدن یک فعل مرکب کنایی در زبان فارسی است و زمانی به کار میرود که انسان یا جامعهای به طور ناخواسته و ناگزیر، درگیر یک بحران، مسئله، بیماری یا مصیبت بزرگ شود، به شکلی که آن مشکل مانند یقهٔ لباس به او بچسبد و رهایش نکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت [girebāngīr šodan] است. واژهٔ «گریبان» با کسرهٔ دو حرف اول خوانده میشود.
در جدول
پاسخ ۱۲ حرفی برای پرسشهایی نظیر «گرفتار شدن»، «مبتلا گردیدن به مصیبت» یا «دچار شدن» در جدول کلمات متقاطع.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، عبارات فوق دقیقترین معادلها برای توصیف وضعیتِ محاط شدن توسط یک بحران هستند.
به عربی
در زبان عربی مفهوم گریبانگیر شدن با افعالی که نشاندهندهٔ احاطهٔ بلا یا نزول سختی بر انسان است، بیان میشود.
جمعبندی و توضیح کامل گریبانگیر شدن
اصطلاح کنایی و فصیح «گریبانگیر شدن» ریشه در ادبیات سنتی و ساختار پوشاک قدیمی دارد. واژهٔ «گریبان» به معنای یقه یا طوق پیراهن است و اصطلاحاً به تصویری اشاره دارد که در آن شخصی یقهٔ دیگری را میگیرد تا مانع حرکت او شود یا به او آسیب بزند. در سیر تحول زبان، این تصویر فیزیکی به یک مفهوم انتزاعی تبدیل شده و امروزه برای هر نوع مشکل، بحران اقتصادی، بیماری یا بلای طبیعی رهانشدنی به کار میرود.
استفاده از این عبارت در جملات معاصر بسیار رایج است؛ به عنوان مثال میگوییم: «تورم شدید سرانجام گریبانگیر اقتصاد کشور شد» یا «بیماری ناشناختهای گریبانگیر اهالی منطقه شده است». این اصطلاح با عباراتی مثل «دست به گریبان شدن» تفاوت ظریفی دارد؛ دست به گریبان شدن نشاندهندهٔ تلاش و مبارزهٔ اکتیو با یک مشکل است، در حالی که گریبانگیر شدن بیشتر حالت مفعولی و تحت تأثیر قرار گرفتنِ ناگزیر را برجسته میکند.
از منظر مفهومی و در متون کهن یا مذهبی، این عبارت با مفاهیمی چون «احاطهٔ عذاب» یا «ملازمت پیامد اعمال» پیوند دارد. برای نمونه در قرآن کریم هرچند خود واژه وجود ندارد، اما مفهوم آن در توصیف عواقبی که مثل طوق به گردن انسان میآویزند و رهایی از آنها ممکن نیست، با واژههایی نظیر «لِزاماً» یا تعبیر «أَحَاطَ بِهِمْ» به زیبایی به تصویر کشیده شده است.