یعنی چه
واژهای عربیاصل است که در لغت به معنای متهم و بدنام (کسی که به شر شهرت یافته) به کار میرفته و در اصطلاح و فرهنگهای زبانی ثانویه، به عنوان صفتی تحقیرآمیز برای اشاره به مرد مخنث یا مفعول در روابط جنسی استفاده میشده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان مبدأ و متون کلاسیک به صورت مَأْبُون (با همزه ساکن) است که در زبان عامیانه و فارسی امروزی غالباً بدون همزه و به صورت مابون تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون مخنث، ابنهدار یا مفعول قدیم، واژه پنجحرفی مابون قرار میگیرد.
به انگلیسی
در ترجمه این واژه به انگلیسی بسته به سیاق متن، از اصطلاحات تاریخی یا رسمی مربوط به گرایشهای مفعولی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی یا وامواژههای رایج هممعنی آن در زبان فارسی شامل واژههایی چون بدنام، حیز، مخنث، مفعول و ابنهای است که در اشعار و ادبیات کلاسیک (مانند مثنوی مولوی) نیز به چشم میخورد.
نماد چیست
این واژه در فرهنگ اسلامی و زبان فارسی هیچگونه نماد دینی، اسطورهای یا مثبت ندارد و صرفاً یک برچسب اجتماعی-زبانی برای تحقیر است. (توجه: واژه Mabon در فرهنگ سلتیک غربی که نماد اعتدال پاییزی است، تشابه صوتی تصادفی دارد و هیچ ارتباطی به این واژه عربی ندارد).
جمعبندی و توضیح کامل مابون
واژه مابون (یا مأبون) از ریشه عربی «أ ب ن» به معنی گره زدن و تهمت زدن مشتق شده است. این کلمه در اصطلاح لغوی قدیم به هر شخص بدنام یا متهم به شر اطلاق میشد، اما به مرور زمان در ادبیات کلاسیک و فرهنگهای زبانی به عنوان یک صفت کاملاً تحقیرآمیز و ناسزا برای اشاره به افراد مخنث، مفعول یا ابنهدار تثبیت شد.
این واژه در قرآن کریم به کار نرفته و فاقد هرگونه کاربرد یا ارزش دینی است. امروزه کاربرد فعلی در زبان روزمره ندارد و تنها در متون ادبی کهن، لغتنامههای تاریخی نظیر دهخدا و معین، و همچنین به عنوان یکی از کلمات سخت در جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد. با توجه به بار معنایی بسیار تند و ساختار قدیمیاش، در ادبیات معاصر یک واژه متروک و بهشدت حساس تلقی میشود.