یعنی چه
این ترکیب از دو صفت هممعنی تشکیل شده است و به فرد یا موجودی اشاره دارد که دارای واکنشهای تند، سبکحرکت و بسیار فرز است. در زبان ادبی این اصطلاح معادل «چست و چالاک» به کار میرود.
تلفظ
کلمهٔ اول به فتح جیم (جَلد) و کلمهٔ دوم به ضم باء (چابُک) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این ترکیب دقیقاً ۸ حرف دارد و به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «بسیار فرز و زرنگ» یا «چست و چالاک» استفاده میشود.
به انگلیسی
واژگانی که مفهوم چابکی ذهنی و بدنی، و سرعت بالای حرکت را به خوبی منتقل میکنند.
به عربی
در زبان عربی صفت «رشیق» برای اندام چالاک و «خفیف الحرکة» برای سبکبالی و تندی در عمل به کار میرود. خود واژهٔ «جَلد» نیز در عربی به معنای نیرومند و باصلابت کاربرد دارد.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این عبارت در زبان فارسی شامل واژههایی چون قبراق، سبکخیز، زبردست و کلمات متضاد آن شامل تنبل، کاهل، لخت و کند است.
در قرآن
خود کلمهٔ «چابک» واژهای فارسی است و در قرآن نیست. اما واژهٔ «جلد» با ریشهای متفاوت در قرآن آمده است: یکی به کسر جیم (جِلد) به معنی پوست مانند «جُلُودُهُمْ» (آیه ۵۶ سوره نساء) و دیگری به فتح جیم (جَلد) به معنی تازیانه زدن مانند «فَاجْلِدُوا» (آیه ۲ سوره نور) که با معنای چابکی ارتباطی ندارند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، این ترکیب نماد سرعت عمل بالا و گوشبهزنگ بودن است. همچنین حیواناتی مانند غزال (آهو)، یوزپلنگ یا اسبهای تیزرو به عنوان نمادهای عینیِ جلد و چابک بودن شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل جلد و چابک
عبارت «جلد و چابک» یک ترکیب وصفی و بلاغی در زبان فارسی است که از کنار هم قرار گرفتن دو صفت هممعنی تشکیل شده است تا بر شدت سرعت، فرزی و آمادگی حرکتی یک فرد یا موجود تأکید کند. واژهٔ «چابک» ریشهای کهن در زبانهای ایرانی (پهلوی) دارد، در حالی که «جَلد» وجهی مشترک میان زبان فارسی و عربی داشته و در متون کهن به معنای تند، تیز و زبروزرنگ به کار رفته است.
این ترکیب در لغتنامههای معتبری چون دهخدا به عنوان مظهر چستی و چالاکی معرفی شده و در ادبیات نمادی از هوشیاری و گوشبهزنگ بودن است. در کاربردهای روزمره و مسابقات جدول نیز این واژه به عنوان معادلی برای تیزرویی و قبراق بودن مورد استفاده قرار میگیرد.