یعنی چه
بادپیما در متون کهن فارسی واژهای استعاری و چندمعناست. این کلمه اغلب کنایه از کسی است که عمر خود را صرف کارهای عبث و بیحاصل میکند (مانند کسی که باد را میپیماید). همچنین به معنای فرد محروم و دستخالی، و در مقابل، گاهی به عنوان صفت برای مرکب و اسب بسیار تیزرو و تندرو به کار رفته است.
تلفظ
این واژه از دو بخش «باد» (اسم) و «پیما» (بن مضارع از مصدر پیمودن) تشکیل شده و به صورت bād-peymā تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «بیهودهکار»، «یاوهسرا»، «اسب تیزرو» یا معادل فارسی «گلایدر» ظاهر میشود و ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
برای مفاهیم ادبی آن کلماتی چون vain یا loiterer مناسب است و در اصطلاحات نوین هوانوردی به هواگردهای بدون موتور اشاره دارد.
به فارسی
بر اساس لغتنامههای معتبر نظیر دهخدا و معین، واژههای جایگزین و هممعنی آن در زبان فارسی عبارتند از: بیحاصل، لاابالی، عبثکار، دستخالی، و در معنای مثبت آن، مرکب بادپا.
نماد چیست
در شعر و ادبیات عرفانی و عاشقانه فارسی، بادپیما نماد انسانهای بیبهره و عاشقان محروم است؛ چنانکه حافظ میفرماید: «چو با حبیب نشینی و باده پیمایی / به یاد دار محبان بادپیما را» که در اینجا به زیبایی در مقابل بادهپیمایی (کامرانی)، بادپیمایی (محرومیت و بیحاصلی) را قرار داده است.
جمعبندی و توضیح کامل بادپیما
واژه «بادپیما» یکی از ترکیبات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در صفت فاعلی مرخم دارد و از ترکیب «باد» و بن مضارع «پیمودن» ساخته شده است. نگاهی به متون کلاسیک نشان میدهد که این کلمه در طول تاریخ بیشتر کاربردی کنایی و استعاری داشته و برای توصیف افراد بیکار، بیهودهگو یا انسانهای محروم و دستخالی به کار میرفته است، هرچند که به دلیل سرعت، گاهی صفت اسبهای تندرو نیز بوده است.
در عصر معاصر و با گسترش دانش هوانوردی، این واژه به دلیل تناسب ظاهری با جریانهای هوایی، گاهی به عنوان معادل فارسی واژه «گلایدر» (هواپیمای بدون موتور) پیشنهاد یا استفاده شده است؛ با این حال، ارزش و اصالت اصلی این واژه در بستر ادبیات فارسی و اشعار شاعران بزرگی چون حافظ پیوند عمیقی با مفاهیم کنایی، نمادین و سنتی دارد.