یعنی چه
واژه سپهرم دو معنای کاملاً متمایز دارد؛ نخست نام یکی از پهلوانان نامدار سپاه توران و از خویشان افراسیاب در شاهنامه فردوسی است که در جنگ دوازدهرخ به دست هجیر کشته شد. دوم، این واژه شکل مخفف و دگرگونشدهٔ «سپرغم» یا «اسپرغم» در زبان پهلوی است که به معنای گیاهان خوشبو، گل، ریحان و شکوفه به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت سِپَهرَم تلفظ میشود که در آن حرف سین دارای کسره، حرف پ دارای فتحه و حرف ر نیز دارای فتحه است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «پهلوان تورانی مقتول به دست هجیر» یا «مخفف اسپرغم و ریحان» به کار میرود و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
برای نام پهلوان شاهنامه از نگارش لاتین Sepahram استفاده میشود. در معنای گیاهی و دارویی، معادلهایی نظیر Basil (ریحان) یا Fragrant flower (گل خوشبو) برای آن مناسب است. شایان ذکر است که برخی منابع به اشتباه آن را به دلیل شباهت ظاهری با سپهر، Heaven ترجمه کردهاند که صحیح نیست.
به فارسی
معادلهای فارسی این واژه در وجه نام خاص، صورت تاریخی «اسفخرم» در تاریخ طبری است. در وجه اسم عام، برگردانها و واژههای همارز آن شامل ریحان، اسپرغم، سپرغم، گل و گیاه خوشبو میشود.
نماد چیست
این واژه در متون حماسی و شاهنامه، نماد پهلوانیِ سپاه دشمن (توران)، جنگاوری و وفاداری به افراسیاب است. در ادبیات غنایی و عام، به دلیل ریشه داشتن در واژه اسپرغم، نماد طراوت، زیبایی بهاری، بوی خوش و پاکیزگی است.
جمعبندی و توضیح کامل سپهرم
واژه «سپهرم» یک واژه اصیل و کهن پارسی است که در دو قلمرو کاملاً متفاوت معنایی کاربرد دارد. در بخش اساطیری و حماسی، این کلمه نام یکی از دلاوران و پهلوانان تورانی در شاهنامه فردوسی است که در نبرد مشهور دوازدهرخ حضور داشته و سرانجام به دست هجیر، پهلوان ایرانی کشته میشود. از این رو در متون کهن مانند تاریخ طبری نیز با ضبطهایی نزدیک مانند اسفخرم به آن اشاره شده است.
در قلمرو لغوی و عام، سپهرم دگرگونشده و مخفف واژه پهلوی «سْپِهرْهَم» (sparham) یا همان اسپرغم و سپرغم است. این واژه به انواع گیاهان بستانافروز، ریحان و هر نوع گل و شکوفه خوشبو اطلاق میشود. بنابراین، با وجود شباهت آوایی و ظاهری شدید با کلمه «سپهر» به معنی آسمان، این واژه از نظر ریشهشناختی مسیر مستقلی را طی کرده و ارتباط معنایی مستقیمی با آسمان ندارد.