یعنی چه
محیطگرایی واژهای کلاسیک و تخصصی است که در دو حوزه کاربرد دارد: در روانشناسی و فلسفه، به نظریهای (مانند دیدگاه جان لاک) گفته میشود که اعتقاد دارد رفتار، شخصیت و شناخت انسان بیش از وراثت و ژنتیک، توسط تجربیات، آموزش و محیط پیرامون شکل میگیرد. در علوم اجتماعی و جغرافیا نیز به دیدگاه یا جنبشی اطلاق میشود که بر حفاظت از طبیعت و زیستبوم در برابر آسیبهای صنعتی و انسانی تأکید میکند.
تلفظ
این واژه از ترکیب اسم فاعل عربی «مُحیط» (از ریشه ح-و-ط به معنی احاطهکننده) و پسوند مصدری فارسی «گرایی» (از مصدر گراییدن به معنی تمایل داشتن و اصالت دادن) ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه دقیقاً ۹ حرف دارد. بسته به طراح جدول، ممکن است از معادلهای دیگر آن مانند بومگرایی یا پیرامونگرایی نیز استفاده شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادل دقیق آن Environmentalism است. همچنین در مباحث فلسفی مربوط به اصالت محیط در برابر وراثت، گاهی در بستر عباراتی چون Environmental determinism نیز بررسی میشود.
به فارسی
برای این واژه در زبان فارسی با توجه به سیاق متن، برابرهای متعددی وجود دارد. در حوزه زیستبوم، واژههای «محیطزیستگرایی» و «بومگرایی» رایجترند و در حوزههای فلسفی و روانشناختی، اصطلاحاتی چون «پیرامونگرایی» و «اصالت محیط» به کار میروند.
نماد چیست
در بعد فلسفی و روانشناسی، نماد سنتی این مکتب «لوح سفید» (Tabula Rasa) است که نشان میدهد ذهن انسان در بدو تولد عاری از صفات ذاتی است و محیط روی آن مینویسد. در بعد اجتماعی و کنشگری، نمادهای این جریان شامل رنگ سبز، برگ درخت، کره زمین و نشانه بازیافت است.
جمعبندی و توضیح کامل محیط گرایی
واژه «محیطگرایی» یک اصطلاح مشتقمرکب معاصر در زبان فارسی است که نباید آن را تنها در یک معنا محدود کرد. این کلمه در دایره المعارفهای علمی و تخصصی حامل دو بار معنایی کاملاً مجزا است؛ از یک سو در فلسفه و علوم تربیتی به باورمندانِ اصالتِ آموزش و تجربه در برابر ژنتیک اشاره دارد و از سوی دیگر، در گفتمان عمومی و رسانهای به عنوان برگردانی از جنبشهای حمایت از زمین و طبیعت شناخته میشود.
اگرچه فرهنگستان زبان و ادب فارسی در حوزه زیستبوم، اصطلاح «محیطزیستگرایی» یا «دفاع از محیط زیست» را دقیقتر و استانداردتر میداند، اما کماکان اصطلاح محیطگرایی در متون جغرافیایی و اجتماعی کاربرد وسیعی دارد. در متون اسلامی و قرآنی نیز گرچه خود این اصطلاح مدرن وجود ندارد، اما ریشه آن یعنی صفت «محیط» بارها برای احاطه علمی و الهی خداوند بر جهان به کار رفته و مفاهیمی نظیر نهی از فساد در زمین، به عنوان پشتوانههای مذهبی حفاظت از طبیعت مطرح میشوند.