یعنی چه
این واژه به هر چیزی که دچار انقباض، چین خوردگی یا موج شده باشد اشاره دارد؛ مانند پوست چروکیده، پارچه مچاله شده یا موهای فرفری.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه به صورت مُتَجَعِّد (با تشدید روی حرف عین) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «موی فرفری»، «چین و چروک خورده» یا «مچاله» به کار میرود.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی برای این واژه شامل چروکیده، فرخورده، پرچین، مرغول و مچاله هستند.
نماد چیست
در نگاه مادی و ظاهری، نماد پیری و فرسودگی پوست است؛ اما در ادبیات و عرفان، جعد و زلف متجعد نماد کثرت خلقت، پیچیدگیهای مسیر و دام عشق است که عاشق را گرفتار میکند.
جمعبندی و توضیح کامل متجعد
واژهٔ «متجعد» اسم فاعل از باب تفعل در زبان عربی (از ریشه جعد) است که به زبان فارسی راه یافته و کاربردی ادبی و دقیق دارد. این کلمه به فرآیند یا حالتِ چین خوردن، فرفری شدن و مچاله شدن یک سطح یا تارهای مو اشاره میکند. تفاوت ظریف آن با واژهٔ «مجعد» در این است که متجعد بیشتر حالتِ به وجود آمده و اثر پذیرفته (تجعّد یافته) را نشان میدهد.
در جملات ادبی و متون کهن، از این کلمه برای توصیف ویژگیهای ظاهری مانند «پوست متجعد و سالخورده» یا «زلف متجعد یار» استفاده میشود. این واژه در متن قرآن کریم به کار نرفته و بیشتر متعلق به حوزه عربی کلاسیک و ادبیات سنتی فارسی است.
درک معنای این واژه به خوانش بهتر اشعار کلاسیک کمک میکند، جایی که شاعران از پیچوتاب زلف برای تصویرسازی حالت سرگشتگی خود بهره میبرند. امروزه در زبان گفتاری کمتر از این لفظ استفاده میشود و جای خود را به کلماتی مثل چروک یا فرفری داده است.