یعنی چه
در فرهنگ کنایات و زبان عامیانه فارسی، به فردی گفته میشود که تنبل، کم-تحرک و بیخاصیت است؛ کسی که حضورش منشأ اثری نیست، جسارت انجام کار ندارد و به اصطلاح «آبی از او گرم نمیشود».
تلفظ
این ترکیب عامیانه از دو واژهٔ «آدم» (ādam) و «بیبخار» (bi-boxār) تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، معادل کنایه از انسان بیعرضه و تنبل، «ادم بی بخار» (۹ حرف)، «بیعرضه» یا «پخمه» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از واژههایی چون Spineless برای افراد بیاراده و خنثی، و Good-for-nothing برای افراد بیخاصیت استفاده میشود.
در قرآن
عبارت «آدم بیبخار» یک اصطلاح کنایی، محاورهای و معاصر در زبان فارسی است و به این شکل یا به عنوان یک مفهوم دینی در متن قرآن کریم به کار نرفته است.
نماد چیست
«بخار» در این استعاره نماد فشار، گرما، حرکت و انرژی درونی (مانند موتور بخار یا دیگ جوشان) است و بیبخار یعنی موتور بدون نیرو. همچنین در فرهنگ عامه، «سیبزمینی» نماد انسان بیرگ و بیبخار شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ادم بی بخار
اصطلاح «آدم بیبخار» یکی از کنایههای رایج و محاورهای در زبان فارسی است که برای توصیف افراد سستعنصر، بیحال، تنبل و فاقد انگیزه یا غیرت به کار میرود. ریشهٔ این کنایه از تصویر ذهنی دیگ آب یا سماوری گرفته شده که جوش نمیآید؛ همانطور که مایع راکد و سرد بخاری ندارد و کارایی از آن حاصل نمیشود، انسان بیبخار نیز شور و حرارت لازم را برای تغییر یا پیشبرد کارهای زندگی ندارد.
این عبارت بار منفی دارد و مترادف واژههایی چون بیعرضه، پخمه، بیرگ و بیهمت است. در نقطه مقابل، واژه کنایی «بابخار» به انسانهای پرانرژی، کاری، باجربزه و غیور اطلاق میشود که در جامعه منشأ اثر و حرکت هستند.