یعنی چه
واژه «تجعر» در لغات عربی به دو معنای متفاوت آمده است؛ نخست، مصدری است به معنای بستن طناب (جِعار) به دور کمر در زمان فرورفتن درون چاه برای آبکشی یا لایروبی. دوم، در ریشهای دیگر به معنای دفع فضولات و مدفوع حیوانات (بهویژه درندگان) به کار رفته است که در متون کهن لغوی ثبت شده است.
تلفظ
این کلمه بر وزن تفعل خوانده میشود و تلفظ دقیق آن به صورت تَجَعُّر (Taja'or) همراه با تشدید روی حرف عین است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه معمولاً خود واژه «تجعر» با ۴ حرف است و به عنوان نشانه با راهنماهای «طناب دور کمر بستن برای ورود به چاه» یا «فضله کردن حیوان» طراحی میشود.
به انگلیسی
برای این واژه معادل تککلمهای دقیق در انگلیسی وجود ندارد؛ در معنای اول به صورت توصیفی بیان میشود و در معنای دوم از فعل defecate یا void dung استفاده میگردد.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی و از باب تفعل است. در لغتنامههای عربی مانند منتهیالارب و لسانالعرب به همین صورت یا در قالب ریشههای ثلاثی مجرد آن بسط داده شده است.
به فارسی
برگردان دقیق فارسی این واژه عبارت است از: «طناب به کمر بستن مقنی» یا «فضله افکندن جانوران چهارپا و ددگان».
جمعبندی و توضیح کامل تجعر
واژه «تجعر» یک مصدر عربی از باب تفعل است که در متون کهن لغوی و فرهنگهای دوزبانه قدیمی ثبت شده است. این واژه در زبان فارسی کاربرد عمومی و روزمره ندارد و بیشتر یک اصطلاح تخصصی و لغوی به شمار میرود که دارای دو معنای کاملاً مجزا است.
معنای نخست و فنیتر آن به حوزه چاهکنی و مقنیگری مربوط میشود و به عملِ بستنِ رسن یا طناب خاصی به نام «جِعار» به دور کمر انسان، پیش از ورود به داخل چاه جهت ایمنی و لایروبی اشاره دارد. معنای دوم آن که در ریشهشناسی حیوانی کاربرد دارد، به معنای دفع مدفوع و فضله کردن حیوانات گوشتخوار است.
در مجموع، این کلمه در زبان فارسی معیار و معاصر تثبیت نشده است و حضور آن در میان سوالات لغوی یا جدولها، به دلیل نقل قول از لغتنامههای کهن مانند دهخدا، منتهیالارب یا غیاثاللغات است و ارزش دانشنامهای و تاریخی دارد.