یعنی چه
واژه بردریده صفت مفعولی از مصدر «بردریدن» است. این کلمه به معنای چیزی است که به شدت شکافته شده، جامه یا جامی که از هم گسسته، یا سینه و زرهی که در جنگ از هم باز شده باشد. پیشوند «بر» در اینجا نقش تأکیدی و افزایشی دارد و شدت پاره شدن را نشان میدهد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت بَردَریده [bar-darīda] است که از پیشوند «بَر» و واژه «دَریده» تشکیل شده است.
در جدول
در مسابقات جدول کلمات، اگر راهنمای جدول به مفاهیمی چون «کاملاً پاره شده»، «شکافته شده کهن» یا «از هم گسسته ادبی» اشاره کند و پاسخ ۷ حرفی بخواهد، واژه «بردریده» مد نظر است.
به انگلیسی
برای انتقال حس کلمه بردریده در زبان انگلیسی، از اصطلاحاتی استفاده میشود که پاره شدن کامل یا از هم دریده شدن یک شیء یا جامه را به خوبی بازگو کنند.
به عربی
در زبان عربی کلماتی که بر تکهتکه شدن، پاره شدن شدید یا شکافته شدن دلالت دارند، بهترین معادل برای این واژه به شمار میروند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان مفهوم پارهپاره شدن یا از هم گسیختگی شدید، از این واژهها استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون پاره، شکافته، از هم گسسته، متلاشی و دریده هستند. در مقابل، واژههایی نظیر سالم، دستنخورده، دوخته و پیوسته به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
در قرآن
خود واژه «بردریده» یک ترکیب فارسی اصیل است و در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، از نظر معنایی با واژگانی چون «مُمَزَّق» (به معنی پارهپاره شده در سوره سبأ آیه ۷) یا فعل «قُدَّ» (بر وزن خُدّ، به معنی بریده شدن و پاره شدن پیراهن از پشت در داستان حضرت یوسف) همپوشانی دارد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران، بردریده شدنِ دام یا قفس نماد رهایی روح، آزادی و وارستگی از بند تعلقات مادی است؛ چنانکه مولانا میفرماید: «ای درشکسته جام ما، ای بردریده دام ما». همچنین مفهوم «گریبان بردریده» در شعر فارسی نمادی از شدت اندوه، بیقراری، شیدایی و رسوایی عاشق است.
جمعبندی و توضیح کامل بردریده
واژه «بَردَریده» یک صفت مفعولی فصیح و کهن در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند تأکیدی «بر» و فعل «دریده» (از مصدر دریدن) ساخته شده است. اگرچه این کلمه به صورت یک مدخل مستقل و رایج در فرهنگهای لغت امروزی مثل معین و عمید کمتر به چشم میخورد، اما ساختار ترکیبی آن کاملاً استاندارد بوده و در متون نظم و نثر کلاسیک فارسی، به ویژه در اشعار عرفانی و حماسی، کاربرد داشته است.
این واژه دلالت بر پارهپاره شدن شدید، شکافته شدن کامل یا از هم گسستن یک شیء، جامه یا زره دارد. پیشوند «بر» در این ساختار، معنای فعل اصلی را تقویت کرده و به معنای «کاملاً یا به شدت دریده شده» تبدیل میکند. در کاربردهای ادبی، این کلمه فراتر از معنای مادی خود رفته و مفاهیمی همچون رهایی روح از بند دنیا (مانند بردریده شدن دام) یا اوج بیقراری و شیدایی (مانند گریبان بردریده) را به تصویر میکشد.