یعنی چه
در نجوم باستان (هیئت بطلمیوسی) به لایهها و افلاک کریستالی و شفاف فرضی تودرتو گفته میشد که ستارگان و سیارات روی آنها حرکت میکردند. در نجوم مدرن نیز به تمامی اجرام طبیعی مدور و کروی در فضا مانند سیارات و ستارگان اشاره دارد.
تلفظ
این ترکیب وصفی به صورت کسر اضافه در واژه اول و با حروف کشیده در واژه دوم تلفظ میشود: [koré-hā-ye āsemānī].
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «افلاک تودرتو» یا «مدلهای کیهانشناسی قدیم» به کار میرود.
به انگلیسی
در متون علمی و تاریخی انگلیسی، برای اشاره به مدل باستانی افلاک از اصطلاح Celestial Spheres و برای اجرام کروی مدرن از Celestial bodies استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای فارسی و واژگان هممعنی اصیل آن شامل افلاک، کرات سماوی، کرهٔ آسمان، سپهرها، فلکها، گردون و گنبد نیلگون است.
نماد چیست
این مفهوم در نمادشناسی نماد نظم کامل کیهانی، ابدیت و سیر تقدیر است. در ادبیات عرفانی و اشعار کهن فارسی (مانند حافظ و مولانا)، گردش این افلاک مجازاً به چرخ فلک، سرنوشت و مراتب معنوی جهان اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل کره های اسمانی
مفهوم «کرههای آسمانی» پیشینه عمیقی در تاریخ علم و ادبیات دارد. در دیدگاه نجوم باستان و هیئت بطلمیوسی، جهان متشکل از کرات یا افلاک تودرتوی شفافی پنداشته میشد که زمین در مرکز آن قرار داشت و حرکت اجرام سماوی بر روی این پوستههای پیازیشکل توجیه میشد. این ساختار منظم در هنر و فلسفه قرون وسطی و دوران اسلامی به عنوان مظهر هارمونی، موسیقی افلاک و نظم مطلق آفرینش شناخته میشد.
با گذر زمان و پیدایش نجوم مدرن، این پوسته های فرضی جای خود را به فضای بیکران دادند، اما اصطلاح کرات آسمانی امروزه در معنایی واقعیتر برای توصیف سیارات، قمرها و ستارگان کروی شکل که تحت تأثیر نیروی گرانش خود به این فرم درآمدهاند، استفاده میشود. در ادبیات فارسی نیز این واژه همواره با تعابیری همچون چرخ گردون، سپهر و افلاک گره خورده و نمادی از گذر زمان و تقدیر الهی است.