یعنی چه
این عبارت یک ترکیب وصفی در ادبیات سیاسی و تاریخی است که به رهبر یا حاکم خودکامهای اشاره میکند که با قدرت مطلقه و بدون نظارت دموکراتیک بر کشور اسپانیا فرمانروایی کرده است. در تاریخ معاصر، این اصطلاح به طور مشخص برای توصیف ژنرال فرانسیسکو فرانکو به کار میرود که پس از جنگ داخلی، نظامیگری و اختناق را بر این کشور حاکم کرد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه مصطلح تشکیل شده است: «دیکتاتور» با کسر تاء آخر به عنوان مضاف، و «اسپانیا» به عنوان مضافالیه خوانده میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع و طراحان جدول، اگر به دنبال عبارتی ۱۵ حرفی با این مفهوم باشید، خود عبارت «دیکتاتور اسپانیا» مد نظر است. در حالات دیگر، پاسخهای ۵ حرفی مانند «فرانکو» نیز بسیار رایج هستند.
به انگلیسی
در متون سیاسی و بینالمللی انگلیسی زبان، برای اشاره به این مفهوم و دوره تاریخی از واژگان فوق استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق و مفهومی این ترکیب در زبان فارسی، اشاره به فرمانروای مطلقالعنان یا حاکم جبار کشور اسپانیا دارد که نماد اقتدارگرایی فردی است.
جمعبندی و توضیح کامل دیکتاتور اسپانیا
عبارت «دیکتاتور اسپانیا» در ادبیات سیاسی جهان قرین نام ژنرال فرانسیسکو فرانکو است. واژه نخست این ترکیب یعنی دیکتاتور، ریشه در زبان لاتین ($dictator$ از فعل $dictare$ به معنای فرمان دادن و املا کردن) دارد و واژه دوم یعنی اسپانیا، ریشه در واژه فنیقی معنای سرزمین خرگوشها دارد. این اصطلاح ترکیبی در ساختار زبان فارسی به عنوان یک صفت و موصوف برای توصیف حاکمان مستبد آن سامان به کار میرود.
در کاربردهای روزمره و جملات سیاسی، وقتی گفته میشود «سیاستهای دیکتاتور اسپانیا موجب انزوای بینالمللی آن کشور شد»، منظور دوره خفقان فرانکیسم بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۷۵ میلادی است. این واژه به خوبی نمایانگر تمرکز قدرت، سرکوب احزاب و حاکمیت مشت آهنین بر جامعه است.
بررسی ابعاد این کلمه نشان میدهد که اگرچه خود ترکیب در متون کهن یا دینی مانند قرآن وجود ندارد، اما مفاهیم همارز آن مانند طاغوت و جبار همواره برای سرزنش چنین رویکردهای سیاسی مستبدی استفاده شدهاند. عقاب امپراتوری و فرانکیسم از کلیدواژههای پیوسته به این اصطلاح هستند.