یعنی چه
واژه القرموط در اصل به نوعی ماهی آب شیرین از راسته سلورماهیان (گربهماهی) اطلاق میشود که پوست لزج، گوشت تیره و سبیلکهای بلندی دارد. این واژه کلاسیک در برخی گویشهای محلی عربی مانند سوریه و مصر به عنوان اصطلاحی غیررسمی برای توصیف افراد ریزاندام و کوتاهقد نیز به کار میرود.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی همراه با الف و لام تعریف به صورت اَلْقُرْمُوط (با ضمه قاف) یا اَلْقَرْمُوط (با فتحه قاف) تلفظ میشود.
به عربی
در عربی فصیح برای این نوع ماهی از واژه السلور نیز استفاده میشود و برای مفهوم کوتاهقد واژه قزم کاربرد دارد.
به فارسی
دقیقترین برگردان واژه القرموط در زبان فارسی «گربهماهی» یا «ماهی اسبله» است. در متون قدیمیتر به آن سِلّور یا جِرّی نیز گفته شده است.
در قرآن
کلمه القرموط در قرآن وجود ندارد و یک اصطلاح قرآنی به شمار نمیرود؛ اما در فقه اسلامی احکام صید آن ذیل مبحث آبزیان بدون پولک بررسی میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و اساطیر مصر باستان (بهویژه در حوضه رود نیل)، این ماهی به دلیل تخمریزی فراوان و توانایی زنده ماندن طولانی در بیرون از آب، نمادی از باروری، تولد دوباره و پایداری در شرایط سخت بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل القرموط
واژه «القرموط» یک کلمه عربی است که ریشه آن از فعل «قرمط» به معنای جمع کردن یا فشرده کردن گرفته شده است. اصلیترین و رایجترین کاربرد این واژه در زیستشناسی برای اشاره به نوعی گربهماهی آب شیرین (بهویژه گربهماهی آفریقایی) است که به داشتن سبیلکهای بلند و توانایی تنفس در بیرون از آب شهرت دارد. جمع این واژه در زبان عربی «القراميط» است.
علاوه بر کاربرد طبیعی، این کلمه در گویشهای محلی و عامیانه عربی (مانند مصر و شام) به عنوان یک اصطلاح غیررسمی برای اشاره به افراد کوتاهقد و ریزاندام نیز استفاده میشود. این واژه در لغتنامههای کهن فارسی نیز به نقل از منابع عربی ثبت شده اما در متن قرآن کریم نیامده است.