یعنی چه
مناطحه در اصل به معنی برخورد و کوبیدن سر و شاخ دو حیوان شاخدار (مانند قوچ و بز) به یکدیگر در هنگام درگیری و رقابت است. این واژه در مفهوم مجازی و اصطلاحی به معنای جدال، زد و خورد، پیکار کردن و رقابت شدید و سرسختانه میان دو فرد، گروه یا شرکت بدون سازش استفاده میشود.
تلفظ
این کلمه به صورت مُناطَحَه (m-o-n-ā-t-a-h-e-h) تلفظ میشود و مصدری از باب مفاعله در زبان عربی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف مشخص میشود. واژه اصلی ۶ حرفی است، اما معادلهایی مثل تناطح یا جدال نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای مفهوم فیزیکی و لغوی آن از واژههای مربوط به ضربه با سر یا شاخ، و برای مفهوم مجازی آن از واژههای مربوط به رقابت و درگیری استفاده میشود.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل «شاخبهشاخ شدن»، «همنبردی»، «زد و خورد»، «پیکار» و «مدافعه» است.
نماد چیست
در ادبیات و ضربالمثلهای کهن، این واژه نماد لجاجت و خیرهسری دو رقیب قدرتمند و همتراز است؛ مانند ضربالمثل معروف عربی «لا ینتطح فیه کبشان» (دو قوچ بر سر آن به هم شاخ نمیزنند) که به امری کاملاً واضح و بدون اختلاف اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مناطحة
واژه «مناطحه» از ریشه عربی «ن ط ح» گرفته شده و در باب مفاعله به معنی مشارکت و طرفینی است. این کلمه در اصل به رفتار طبیعی حیوانات شاخدار هنگام تعیین قلمرو یا جفتگیری اشاره دارد که سر و شاخ خود را به هم میکوبند.
در کاربردهای معاصر و ادبی، این کلمه بیشتر در قالب استعاره به کار میرود و نشاندهنده درگیریهای شدید سیاسی، اقتصادی یا فکری است که در آن هیچیک از طرفین حاضر به کوتاه آمدن و سازش نیستند.
اگرچه خود این واژه در قرآن نیامده، اما همخانواده آن یعنی «نطیحه» در سوره مائده به حیوانی اشاره دارد که بر اثر ضربه شاخ حیوان دیگر مرده است، که این امر اصالت و پیشینه کاربرد این ریشه لغوی را نشان میدهد.