یعنی چه
این واژه در لغتنامههای کهن عربی و فارسی به معنی حیوان یا شتری است که از شدت فربهی و پر گوشت بودن، بدنش متورم و آماسی به چشم میآید. این کلمه واژهای کلاسیک و بسیار کمکاربرد است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مِخْزاب (با کسرهٔ مِ و سکونِ خ) است که بر وزن مِفعال ساخته شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل ۵ حرف دارد. همچنین گاهی ممکن است به عنوان اشتباه املایی واژههایی چون خضاب یا میزاب مد نظر باشد.
به انگلیسی
معادل انگلیسی این واژه برای توصیف جانداری که از شدت چربی و فربهی متورم شده است استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل کلماتی مانند فربه، پرگوشت، چاق و ستور آماسیده از چربی است.
نماد چیست
این واژه تنها یک صفت مبالغهای کاربردی برای توصیف وضعیت جسمانی دام و حیوانات در زبان عربی کهن بوده و نماد مفهوم خاصی در ادبیات یا فرهنگ نیست.
جمعبندی و توضیح کامل مخزاب
واژهٔ «مخزاب» یک کلمهٔ کهن، تخصصی و بسیار کمکاربرد است که در فرهنگهای لغت قدیمی (مانند منتهیالارب و لغتنامه دهخدا) ثبت شده است. این کلمه ریشهٔ عربی دارد و از نظر صرفی بر وزن «مِفعال» (اسم مبالغه یا صفت مشبهه) است که برای توصیف حیوان یا شتری به کار میرود که از شدت چاقی، فربهی و تجمع چربی، بدنش متورم و آماسی به نظر میرسد.
از سوی دیگر، به دلیل نایاب بودن این کلمه در متون معاصر، در بسیاری از موارد مواجهه با آن در جدولها یا متون، احتمال اشتباه نگارشی و املایی با کلمات هموزن یا همشکل وجود دارد؛ واژههایی مانند «خِضاب» (به معنی رنگ کردن مو)، «مِئزاب/میزاب» (به معنی ناودان) و «خَزاب» (به معنی باتلاق خزهای) نزدیکترین جایگزینهای احتمالی آن در صورت بروز غلط املایی هستند.
در نهایت، اگر این کلمه دقیقاً مد نظر باشد، یک واژهٔ ۵ حرفی است که معنای اصلی آن به چاقی مفرط دام اشاره دارد و فاقد کاربرد قرآنی یا نمادپردازیهای رایج اسطورهای و ادبی در زبان فارسی است.