یعنی چه
این عبارت کنایی به معنای اهمیت ندادن، عکسالعمل نشان ندادن، حفظ ظاهر کردن و بروز ندادن احساسات (مانند تعجب، ناراحتی، یا باخبر بودن از یک ماجرا) است؛ به طوری که شخص به گونهای رفتار میکند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.
تلفظ
تلفظ عامیانه و رایج آن به صورت «به روی خود نیاروردن» یا «به رو خود نیاوردن» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف میتواند «به روی خود نیاروردن»، «تجاهل کردن» یا «تغافل» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات متعددی برای رساندن این مفهوم وجود دارد که بسته به موقعیت (حفظ خونسردی یا نادیده گرفتن عمدی) استفاده میشوند.
به عربی
در زبان عربی مفهوم این اصطلاح بیشتر با باب تفاعل و واژههای تجاهل و تغافل همپوشانی دارد.
به ترکی
اصطلاح renk vermemek در ترکی استانبولی دقیقاً معادل کناییِ تغییر ندادن حالت چهره و به روی خود نیاوردن در فارسی است.
به فارسی
مترادفهای فارسی این عبارت شامل اصطلاحات عامیانه و رسمی نظیر خود را به ندانستن زدن، خونسردی نشان دادن، بیاعتنایی کردن و خم به ابرو نیاوردن است. متضادهای آن نیز به رخ کشیدن، ابراز کردن و واکنش نشان دادن هستند.
نماد چیست
این اصطلاح فاقد نماد مادی یا اسطورهای است، اما در روانشناسی رفتاری و عرف جامعه، نمادی از تسلط بر خود، حفظ ظاهر در شرایط بحرانی، یا بیتفاوتی عمدی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل به روی خود نیاروردن
اصطلاح کنایی «به روی خود نیاوردن» یکی از ترکیبات اصیل و پرکاربرد در ادبیات تداول عامه و زبان فارسی است. ریشه این عبارت به مفهوم «رو» یا همان چهره بازمیگردد؛ به این معنا که فرد هنگام مواجهه با یک اتفاق ناخوشایند، راز فاششده یا رفتار خطای دیگری، حالت چهره و رفتار ظاهری خود را تغییر نمیدهد تا نشان دهد از ماجرا بیخبر است.
این رفتار کنایی میتواند دو جنبه مثبت و منفی داشته باشد؛ گاهی نشاندهنده خویشتنداری، بزرگمنشی و دیپلماسی رفتاری برای حفظ آبروی دیگران یا جلوگیری از تنش (تغافل عارفانه) است و گاهی نیز نشانهای از بیتفاوتی عمدی، خونسردی مفرط یا نادیده گرفتن آگاهانه واقعیتهاست.
در فرهنگهای دیگر نیز معادلهای دقیقی برای این اصطلاح وجود دارد؛ مانند اصطلاح «پلک نزدن» در انگلیسی یا «رنگ بروز ندادن» در ترکی که همگی به حفظ کنترل اعضای صورت و بدن در شرایط خاص اشاره دارند.