یعنی چه
بوزینه در زبان فارسی به معنای نوعی میمون است. این واژه معمولاً برای اشاره به میمونهای دمدار کوچک یا بهطور عام تمام میمونها (Monkeys و Apes) بهکار میرود. در متون کهن و فرهنگهای معتبری مانند دهخدا و معین، این کلمه به عنوان معادل فارسی میمون و کپی شناخته میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند میمون، کپی، عنتر، نسناس، شادی، پوزینه و حمدونه به عنوان هممعنی یا پاسخهای جایگزین برای بوزینه شناخته میشوند.
به انگلیسی
برای ترجمه این واژه به انگلیسی بسته به نوع زیستی آن از واژگان معادل فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه قرد دقیقترین معادل رسمی بوزینه است که جمع آن نیز به صورت قِرَدَة کاربرد دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به بوزینه یا میمون از واژه Maymun استفاده میشود.
در قرآن
خود واژه فارسی بوزینه در قرآن وجود ندارد، اما معادل عربی آن یعنی «قِرَدَة» (جمع قِرد) ۳ مرتبه در قرآن (سوره بقره آیه ۶۵، سوره مائده آیه ۶۰ و سوره اعراف آیه ۱۶۶) آمده است. این آیات به ماجرای نافرمانی گروهی از بنیاسرائیل (اصحاب سبت) و مسخ یا تغییر چهره تنبیهی آنان به شکل بوزینههای خوار و راندهشده اشاره دارد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، بوزینه نماد زشتی، مسخرگی، بازیگوشی و به ویژه تقلید بیخردانه و کورکورانه است (مانند داستان بوزینه و درودگر در کلیله و دمنه). در ادبیات عرفانی و در اشعار مولانا در مثنوی معنوی نیز بوزینه به عنوان نمادی از انسانهای مادیگرا و ظاهربین که رفتارهای اهل حق را بدون درک حقیقت تقلید میکنند و همچنین نمادی از نفس اماره به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بوزینه
واژه بوزینه (یا بوزنه) یکی از نامهای کهن و اصیل در زبان فارسی برای اشاره به جانور پستاندار راسته نخستیسانان یعنی همان میمون است. درباره ریشه این کلمه دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی آن را دگرگونشده واژه عربی «ابوزنّه» (کنیه عامیانه میمون) میدانند و برخی دیگر ریشهشناسان آن را به ساختار ایرانی «پوزینه» (به معنی موجود پوزهدار) نسبت میدهند. این کلمه با حروف معادل خود در حل جدولهای فارسی فراوانی بالایی دارد.
در حوزه مذهبی و فرهنگی، اگرچه واژه بوزینه در متن قرآن نیامده اما معادل عربی آن «قِرَدَة» در جریان داستان مسخ اصحاب سبت به کار رفته که در ترجمههای فارسی به بوزینه یا میمون برگردانده میشود. در ادبیات داستانی و عرفانی ایران زمین نیز این حیوان جایگاه نمادین خاصی دارد و شاعرانی چون مولوی از آن برای توصیف طبع تقلیدگر انسانهای بیبهره از حقیقت و مادیگرا بهره بردهاند.