یعنی چه
فرهنگ شعوری که با نام «لسان العجم» یا «نوال الفضلا» نیز شناخته میشود، واژهنامهای جامع و دو جلدی از واژگان فارسی با ترجمه و شرح به زبان ترکی عثمانی است. این اثر در قرن یازدهم هجری قمری توسط دانشمندی به نام حسن شعوری حلبی نگارش یافته و از نخستین کتابهای فارسی است که در سال ۱۱۵۵ قمری در استانبول به صورت سربی چاپ شد. این واژه یک اصطلاح ترکیبی مدرن یا به معنی «فرهنگِ آگاهانه» نیست، بلکه صرفاً نام یک کتاب لغت کلاسیک و تاریخی است.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی از واژه فارسی «فَرهَنگ» (با فتح فاء و سکون راء) و واژه عربیالاصل «شُعوری» (با ضم شین و عون ممدود) است که به عنوان صفت نسبی برای اشاره به نام مؤلف کتاب (شعوری حلبی) به کار میرود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و مسابقات فرهنگی، پاسخ این مدخل با توجه به تعداد حروف (۱۰ حرف) خودِ عبارت «فرهنگ شعوری» است. نامهای دیگر این کتاب مانند «لسان العجم» یا «نوال الفضلا» نیز ممکن است به عنوان طراح سوال مدنظر قرار گیرند.
به انگلیسی
در منابع بینالمللی و کتابشناسیهای جهان، این اثر ارزشمند تاریخی با نام مؤلف آن یا به صورت آوانویسی شده به زبان انگلیسی معرفی میشود.
به فارسی
از آنجا که این عبارت خود یک نام خاص برای واژهنامهای قدیمی است، برگردان یا معادل فارسی سره برای آن معنا ندارد؛ اما نامهای دیگر آن در زبان فارسی «لسانُ العَجَم» و «نوال الفُضَلا» ثبت شده است.
نماد چیست
این کتاب در تاریخ شبهقاره، ایران و عثمانی، نماد استوار پیوند زبانی و فرهنگی میان زبان فارسی و ترکی عثمانی به شمار میرود. علاوه بر این، به عنوان یکی از نخستین کتابهای فارسی که با حروف سربی در جهان اسلام به چاپ رسید، نماد آغاز مدرنیته در تکثیر متون و صنعت چاپ شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل فرهنگ شعوری
با توجه به بررسی ابعاد گوناگون این مدخل، میتوان به یک جمعبندی جامع و توضیح کامل درباره عبارت «فرهنگ شعوری» دست یافت که بازگوکننده هویت واقعی و فرامتنی این اثر در پهنه تاریخ و ادبیات است. در لایه نخست که همان تبیین دقیق معنا و ریشهشناسی ساختار واژگانی است، باید تاکید کرد که این اصطلاح برخلاف تصور بدوی مخاطب معاصر، هیچ ارتباطی با مفاهیم مدرن علوم انسانی، روانشناسی بالینی، اخلاق شهروندی یا رفتارهای مبتنی بر عقلانیت اجتماعی ندارد. این واژه یک اسم خاص تمامعیار برای یک فرهنگ لغت دوزبانه فارسی به ترکی عثمانی است که در قرن یازدهم هجری توسط حسن شعوری حلبی تدوین شده است. ساختار این ترکیب از اتصال واژه اصیل و کهن «فرهنگ» با ریشه پهلوی فرَهنگ (به معنای بیرون کشیدن، ادب و آموزش) به کلمه «شعوری» که صفت نسبی برخاسته از تخلص مؤلف است، شکل گرفته است. هدف ساخت این کتاب، باز کردن گرههای زبانی ادیبان قلمرو عثمانی در مواجهه با نظم و نثر فاخر فارسی بوده است، بنابراین معنای حقیقی آن صرفاً «کتاب لغتِ حسن شعوری» است و لاغیر.
در تحلیل کاربرد واقعی این عبارت در بسترهای زبانی، این کلمه تنها و تنها در متون تخصصی کتابشناسی، تاریخ شبهجزیره آناتولی، تاریخ چاپ اسلامی و پژوهشهای نسخهشناسی جایگاه ساختاری دارد. به عنوان مثال، هنگامی که از نخستین کتابهای چاپ سربی در مطبعه ابراهیم متفرقه در استانبول سخن به میان میآید، فرهنگ شعوری به عنوان یکی از پیشگامان صنعت چاپ در جهان اسلام قد برافرازد. به کار بردن این عبارت در جملات توصیهای، بیانیههای فرهنگی یا نقدهای اجتماعی با این مضمون که جامعه باید به سمت فرهنگ شعوری حرکت کند، یک غلط فاحش لغوی و نشاندهنده عدم اشراف به پیشینه خطه زبان فارسی است. این اثر که با نامهای دیگری چون لسانالعجم نیز شناخته میشود، کاربردی کاملاً کاربردی و واژهنامهای داشته و دارد.
تفاوت این واژه با اصطلاحات همپوشان و همدوره، مرزهای مفهومی آن را روشنتر میکند. فرهنگ شعوری را نباید با لغتنامههای همعصر خود نظیر برهان قاطع، فرهنگ جهانگیری یا فرهنگ رشیدی در یک ردیف ساختاری محض قرار داد. اگرچه همه این آثار در بستر قرن یازدهم و دوازدهم هجری و در دوران شکوفایی فرهنگنویسی تالیف شدهاند، اما تفاوت بنیادین آنها در این است که فرهنگهای مذکور همگی فارسی به فارسی هستند و برای رفع نیاز فارسیزبانان یا ادیبان شبهقاره هند نگاشته شدهاند، در حالی که فرهنگ شعوری یک پل ارتباطی دوزبانه میان زبان فارسی و ترکی عثمانی است و شواهد شعری فراوانی را برای تفهیم معانی به مخاطب ترکزبان ارائه میدهد.
از سوی دیگر، بررسی برداشتهای اشتباه و رایج نشان میدهد که در سالهای اخیر به دلیل رواج برخی کتابهای روانشناسی عامهپسند با عناوینی نظیر فرهنگ بیشعوری، توده مردم به صورت ناخودآگاه ترکیب فرهنگ شعوری را به عنوان نقیضه یا متضاد آن اصطلاحات تلقی کردهاند. این قیاس معالفارق، ناشی از یک خلط مبحث شدید میان صفت اخلاقی شعور و تخلص نام خانوادگی یک لغتپژوه سوریالاصل است. این کتاب به هیچ عنوان متضاد کلمه دیگری نیست و ورود آن به ادبیات کنایی یا طنزآمیز امروز، اصالت تاریخی آن را مخدوش میسازد.
نکته کاربردی و کلیدی که به عنوان پیامد فرهنگی این واژه باید مد نظر قرار گیرد، نقش نمادین فرهنگ شعوری در دیپلماسی فرهنگی و تمدنی است. این اصطلاح تجسم عینی دورانی است که زبان فارسی، زبان بینالمللی تمدن، دیوانسالاری، هنر و عرفان در منطقه وسیعی از آسیا و اروپا بوده است. تالیف چنین کتاب ضخیم و جامعی در قلب دولت عثمانی نشان میدهد که خواندن و فهمیدن اشعار حافظ، سعدی، مولانا و جامی تا چه حد برای نخبگان سیاسی و ادبی آن دیار حیاتی بوده است. آموزش و شناخت عمیق این واژه به نسل جدید کمک میکند تا دریابند مرزهای فرهنگی زبان فارسی چقدر فراتر از مرزهای سیاسی امروزی بوده است و چگونه یک اثر مکتوب قرنها پیش توانسته بستر گفتگوی صلحآمیز و علمی میان ملل مسلمان را فراهم آورد.