یعنی چه
چلپاسه در لغتنامههای معتبر فارسی (مانند دهخدا و معین) به معنای مارمولک یا سوسمار کوچک آمده است. این واژه در متون کهن گاهی به جانوری شبیه به حربا (آفتابپرست) نیز تعبیر شده است.
تلفظ
این واژه به صورت چَلفاسه یا کِلپاسه نیز در گویشهای مختلف تلفظ میشود، اما تلفظ استاندارد و رایج آن با فتح چیم و سکون لام است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه چلپاسه به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنمای «مارمولک» یا «سوسمار کوچک» استفاده میشود.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی برای این جانور خزنده Lizard است.
به عربی
در زبان عربی به مارمولک و خزندگان مشابه کوچک «سحلية» (با جمعِ سحالی) میگویند. در برخی متون فقهی قدیمی از واژههایی مانند «وزغ» یا «ضّب» نیز برای این گروه از جانوران استفاده شده است.
به ترکی
معادل استاندارد و دقیق واژه مارمولک یا چلپاسه در ترکی استانبولی Kertenkele است.
نماد چیست
در فرهنگ اساطیری ایران باستان (مانند کتاب بندهش)، خزندگانی چون چلپاسه در دسته خرفستران یا موجودات آسیبرسان خلقشده توسط اهریمن قرار میگرفتند. با این حال، در نمادشناسی نوین و عمومی، به دلیل تواناییِ قطع و بازسازی دم، این جانور نمادی از بقا، سازگاری بالا با محیط و تجدید حیات به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل چلپاسه
واژه «چلپاسه» یک نام اصیل و کهن ایرانی برای اشاره به مارمولک یا سوسمار کوچک است. این کلمه در طول تاریخ زبان فارسی تغییرات آوایی متعددی را تجربه کرده و در گویشهای مختلف به صورتهای «کلپاسه»، «کرباسه» و «کرپاشه» نیز ثبت شده است. از نظر ریشهشناسی، این نام به خزندگان کوچک جثه اختصاص دارد و در لغتنامههای شاخصی همچون دهخدا و معین به عنوان جانوری ساکن در شکاف دیوارها و سقف خانهها معرفی شده است.
در فرهنگ عامه و باورهای اساطیری ایران کهن، چلپاسه جایگاه دوگانهای دارد؛ از یک سو در متون زرتشتی به عنوان موجودی زیانکار (خرفستر) شناخته میشده و از سوی دیگر در نمادشناسی طبیعی، به خاطر ویژگی شگفتانگیز ترمیم و رشد مجدد دُم، جلوهای از بقا، انعطافپذیری و سازگاری با شرایط سخت محیطی است. این واژه امروزه بیشتر در متون ادبی، گویشهای محلی و به عنوان یک کلمه کلیدی ۶ حرفی در جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد.