یعنی چه
این اصطلاح در زبان عامیانه و محاورهای فارسی به معنای کلافه شدن، به تنگ آمدن، مستأصل شدن و جان به لب شدن از دست رفتار کسی یا شرایطی سخت و طاقتفرسا به کار میرود.
تلفظ
این واژه در تلفظ رایج با کسر ذال و تشدید لام خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این عبارت معمولاً با راهنماهایی چون «به ستوه آمدن»، «عاجز شدن» یا «به تنگ آمدن» ظاهر میشود که پاسخ اصلی آن ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به لحن و موقعیت کلام، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد؛ برای کلافگی شدید از عبارت fed up و برای فرسودگی جسمی و روحی از exhausted استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم به ستوه آمدن و عاجز شدن از یک وضعیت را با واژههایی چون ضجر و استئصال بیان میکنند.
به فارسی
از معادلها و عبارات سره و اصیل فارسی برای این مفهوم میتوان به «به ستوه آمدن»، «به تنگ آمدن»، «کلافه شدن»، «درمانده شدن» و «ستوه آمدن» اشاره کرد.
نماد چیست
این واژه در لایههای فرهنگی و ادبی نمادی از لبریز شدن پیمانه صبر، شکست روحی، تحت فشار قرار گرفتن شدید و از دست رفتن توان تحمل در برابر ناملایمات است.
جمعبندی و توضیح کامل ذله شدن
عبارت «ذله شدن» یکی از اصطلاحات بسیار پرکاربرد و عامیانه در زبان فارسی است. این واژه در متون قدیمی و لغتنامههای اصیلی مانند دهخدا در ابتدا با حرف «ز» به صورت «زله شدن» و به معنی عجز و ستوه ضبط شده بود؛ اما به مرور زمان و در املای معاصر، تحت تأثیر واژه عربی «ذِلَّة» (به معنی خواری و ناتوانی) تغییر شکل یافت و امروزه با حرف «ذ» نوشته میشود.
از نظر معنایی، این اصطلاح زمانی به کار میرود که فرد از شدت آزار، اذیت، خستگی یا فشارهای مداوم محیطی روحی و جسمی به تنگ آمده و دیگر توان ادامه دادن یا تحمل آن وضعیت را ندارد. به همین دلیل مترادفهایی همچون کلافه، مستأصل و جانبهلب برای آن استفاده میشود.
اگرچه خود این ترکیب فعلی در قرآن کریم وجود ندارد، اما ریشه عربی آن یعنی «ذلّ» و «ذلة» بارها در آیات قرآنی به مفاهیمی چون خواری، فروتنی یا تحقیر اشاره داشته است که پیوند معنایی ظریفی با درماندگیِ حاصل از ذله شدن در زبان فارسی برقرار میکند.