یعنی چه
قطبیده صفتی مفعولی است و به حالتی اطلاق میشود که در آن بارهای الکتریکی یا ویژگیهای مغناطیسی و نوری یک ساختار در دو سوی آن جدا و متمرکز شده باشند. این واژه بیشتر در فیزیک، شیمی و نورشناسی کاربرد دارد.
تلفظ
این کلمه از واژهٔ «قُطب» به همراه پسوند صفتساز «ـیده» ترکیب و تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۶ حرف دارد. از مترادفهای آن میتوان به پلاریزه اشاره کرد.
به انگلیسی
در متون علمی و فیزیکی، واژه Polarized معادل دقیق صفت قطبیده است.
به عربی
این کلمه در زبان عربی از ریشه «استقطاب» ساخته شده است.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای بیان این مفهوم علمی از واژه Kutuplanmış استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای فارسی و رایج این واژه شامل پلاریزه، قطبیشده و راستائیده است که همگی مفهوم تفکیک جهت یا بار را میرسانند.
نماد چیست
این کلمه نماد مستقلی ندارد؛ اما در فیزیک نور، امواج قطبیده را با پیکان دوطرفه یا حرف $P$ نشان میدهند. در شیمی نیز بارهای جزئی قطبها با علامتهای یونانی دلتای مثبت و منفی مشخص میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل قطبیده
واژه «قطبیده» یک صفت مفعولی ساخت جدید در زبان فارسی معاصر است که عمدتاً به عنوان معادل مصوب برای مفهوم علمی «Polarized» یا همان «پلاریزه» به کار میرود. این واژه ترکیبی از ریشه عربی «قُطب» و پسوند فارسی «ـیده» است و نشاندهنده حالتی است که در آن بارهای الکتریکی، میدانها یا راستای ارتعاش امواج (مثل نور) در یک جهت یا نقطه خاص متمرکز و تفکیک شده باشند.
این کلمه کاربرد عمومی گستردهای ندارد و بیشتر در بافت علوم پایه مانند فیزیک، شیمی و نورشناسی استفاده میشود. برای مثال، نور قطبیده نوری است که ارتعاشات امواج آن تنها در یک صفحه خاص صورت میگیرد. همچنین در معنای استعاری و مدرن، گاهی عبارت «قطبیده شدن جامعه» به معنای دو قطبی شدن دیدگاههای اجتماعی و سیاسی به کار میرود.
از نظر ساختاری، این واژه در قرآن وجود ندارد و مشتقات علمی آن نیز در بافت متن مقدس دیده نمیشود. املای آن دقیقاً شش حرفی است و در حل جدول کلمات متقاطع، به عنوان مترادف اصیل برای کلمات بیگانه نظیر پلاریزه کاربرد دارد.