یعنی چه
متاع در وسیعترین معنای خود به هر نوع کالا، دارایی، مالالتجاره یا وسیلهای گفته میشود که مورد استفاده و بهرهبرداری انسان قرار میگیرد. در متون ادبی و عرفانی، این واژه اغلب بهطور مجازی برای اشاره به لذتها و بهرههای موقت و گذرای دنیوی (متاع دنیا) به کار میرود.
تلفظ
این واژه با فتح میم (مَ) و سکون تاء تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «متاع» با ۴ حرف است. همچنین کلمات مترادفی مانند کالا و جنس نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، از واژههای فوق برای رساندن مفهوم متاع استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و در خود زبان عربی نیز به همین صورت یا با معادلهای همارز به کار میرود.
به فارسی
از واژههای اصیل و مترادف فارسی که هممعنی متاع هستند میتوان به کالا، جنس، اسباب، اثاثیه، تنخواه و سامان اشاره کرد.
در قرآن
واژه متاع و مشتقات آن از ریشه «متع» دهها بار در قرآن کریم به کار رفتهاند. در فرهنگ قرآنی، متاع به هر چیزی گفته میشود که انسان برای مدتی کوتاه از آن برخورداری مییابد و سپس زوال میپذیرد. مشهورترین ترکیب آن «مَتَاعُ الْغُرُورِ» در آیه ۱۸۵ سوره آلعمران و آیه ۲۰ سوره حدید است که دنیا را بهرهای فریبنده و ناپایدار معرفی میکند. همچنین در آیه ۳۲ سوره عبس به عنوان اسباب روزی و بهرهگیری انسان و چهارپایان یاد شده است.
جمعبندی و توضیح کامل متاع
واژه «متاع» ریشهای عربی دارد و از ماده ثلاثی مجرد «م ت ع» به معنی بهرهمند شدن و امتداد یافتن نفع مشتق شده است. این کلمه در لغتنامههای معتبری چون دهخدا به معنای کالا، جنس، اسباب و اثاثیه، و مالالتجاره ثبت شده و همخانوادههایی چون تمتع، استمتاع، متعه و امتعه (جمع آن) دارد. در تقابل با پایداری معنوی، معمولاً متضاد مستقیمی برای آن وجود ندارد، اما مفاهیمی مثل باقیات یا معنویات در برابر آن قرار میگیرند.
در ادبیات عرفانی و فرهنگ قرآنی، متاع نمادی از ناپایداری، فریبندگی و گذران بودن علایق مادی است. این واژه به انسان یادآوری میکند که داراییهای دنیوی تنها ابزاری موقت برای زیستن هستند و نباید به عنوان هدف نهایی پنداشته شوند، چرا که باطنی بیدوام و ظاهری فریبنده دارند.