یعنی چه
«تاریخ جهانگشای» نام کتابی تاریخی و ارزشمند به قلم علاءالدین عطاملک جوینی، مورخ و دیوانسالار برجستهٔ ایرانی در دورهٔ مغول است. این اثر که در سدهٔ هفتم هجری نگاشته شده، به شرح فتوحات و کشورگشاییهای چنگیزخان و جانشینان او و همچنین تاریخ حکومت خوارزمشاهیان و فرقهٔ اسماعیلیان میپردازد. از نظر لغوی، این ترکیب به معنای «تاریخِ [پادشاهِ] فتحکننده و تسخیرکنندهٔ جهان» است؛ چرا که واژهٔ «جهانگشا» صفت فاعلی مرکب مرخم (جهانگشاینده) بوده و کنایه از چنگیزخان مغول و فاتحان پس از او دارد. این کتاب یکی از نمونههای عالی و شاخص نثر فنی و مصنوع در ادبیات کلاسیک فارسی به شمار میرود.
تلفظ
عبارت «تاریخ جهانگشای» با کسرهٔ اضافه بین دو واژه به صورت [Tārikh-e Jahāngoshāy] خوانده میشود. واژهٔ اول «تاریخ» با سکون خاء و واژهٔ دوم «جهانگشای» با فتح جیم، سکون هاء، ضم گاف و سکون شین و یاء تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع و مسابقات فرهنگی، پاسخ پرسشهایی نظیر «اثر معروف عطاملک جوینی»، «کتابی درباره تاریخ مغول» یا «کتاب نثر مصنوع قرن هفتم هجری»، عبارت ۱۳ حرفی «تاریخ جهانگشای» است.
به انگلیسی
در منابع بینالمللی و دانشگاهی جهان غرب، این اثر ارزشمند تاریخی معمولاً با عنوان «The History of the World Conqueror» شناخته و ارجاع داده میشود که ترجمهٔ دقیق مفهوم اصطلاح جهانگشا است. همچنین در بسیاری از کتابشناسیها از صورت لاتیننویسیشدهٔ عنوان اصلی یعنی «Tarikh-i Jahangushay» استفاده میکنند.
در قرآن
عبارت ترکیبی «تاریخ جهانگشای» یک نام خاص برای کتابی در سدهٔ هفتم هجری بوده و هیچگونه ریشه، اشاره، عبارات مشابه یا کاربردی در متن قرآن کریم ندارد. اصطلاح «تاریخ» به مفهوم امروزی آن و واژهٔ «جهانگشا» اساساً در لغت قرآن نیامدهاند؛ هرچند مفاهیمی کلی مانند عبرت گرفتن از سرگذشت پادشاهان و اقوام گذشته در آیات متعددی از قرآن مطرح شده است.
نماد چیست
این کتاب در فرهنگ و ادبیات ایران نمادهای متعددی را تداعی میکند؛ از سویی نماد اوج «نثر فنی، مصنوع و متکلف» در زبان فارسی است که مهارت نویسنده را در به کارگیری صنایع ادبی نشان میدهد. از سوی دیگر، این اثر یک سند مکتوب، دستاول و تکاندهنده از فجایع، کشتارها و ویرانیهای حاصل از حملهٔ مغول به سرزمین ایران است. علاوه بر این، کتاب یادآور و نماد هوشمندی و نفوذ دیوانسالاران بزرگ ایرانی (مانند خاندان جوینی) در دربار حاکمان بیگانه برای حفظ فرهنگ، زبان فارسی و اصالت تاریخی ایران در بحرانیترین دورانهاست.
جمعبندی و توضیح کامل تاریخ جهانگشای
کتاب «تاریخ جهانگشای» که بیشتر با نام کاملتر «تاریخ جهانگشای جوینی» در محافل علمی شناخته میشود، یکی از ارکان اصلی تاریخنگاری و ادبیات منثور ایران در دورهٔ مغول (ایلخانان) است. نام این کتاب از دو بخش تشکیل شده است؛ واژهٔ «تاریخ» که اصالتی معرب دارد و مفهوم ثبت رویدادها را میرساند، و ترکیب فارسی «جهانگشای» که صفت فاعلی مرخم از مصدر گشودن است و به معنای تسخیرکننده دنیا به کار میرود. این عنوان در حقیقت اشارهای هوشمندانه به شخصیت چنگیزخان و اخلاف اوست که قلمرو وسیعی از جهان آن روزگار را با فتوحات نظامی خود تسخیر کردند. نویسنده با انتخاب این نام، ماهیت مستند و تمرکز کتاب بر گزارش شیوهٔ برآمدن و کشورگشاییهای مغولان را آشکار ساخته است.
از نظر ساختاری و نگارشی، این اثر در زمرهٔ دشوارترین و در عین حال زیباترین متون نثر مصنوع و فنی زبان فارسی قرار میگیرد. عطاملک جوینی با تسلط بینظیری که بر زبانهای فارسی و عربی، آیات قرآن، احادیث و اشعار داشت، متنی را خلق کرد که خواندن آن نیازمند دانش ادبی بالایی است. کاربرد این واژه در جملات و متون معاصر عمدتاً به عنوان یک اسم خاص برای اشاره به این منبع تاریخی است؛ با این حال، تکواژهٔ «جهانگشا» گاه در ادبیات سیاسی یا حماسی برای توصیف سرداران و پادشاهان بزرگ فتوحات نظامی (مانند نادرشاه افشار یا اسکندر مقدونی) به کار میرود که نباید با عنوان این کتاب اشتباه گرفته شود.
تفاوت ظریفی میان واژهٔ «جهانگشا» و واژههایی مانند «جهاندار» یا «جهانگیر» وجود دارد. جهانگشا مستقیماً بر عملِ جنگیدن، شکستن مرزها و باز کردن ارضی سرزمینهای جدید دلالت دارد، در حالی که «جهاندار» بیشتر بر حفظ، مدیریت و نگهداری صلحآمیز قلمرو دلالت میکند؛ بنابراین عنوان کتاب بار معناییِ نظامی و فتوحات خشن دورهٔ مغول را کاملاً بازتاب میدهد. برداشت اشتباهی که گاه برای مخاطبان عام پیش میآید این است که گمان میکنند کتاب صرفاً مداحی حاکمان مغول است، در حالی که جوینی با زیرکی تمام و در میان تملقهای اجباری دربار، گزارشهای بسیار دقیق و تکاندهندهای از ویرانی شهرهای ایران مانند مرو و نیشابور ارائه کرده است.
ارزش فرهنگی این واژه و کتاب فراتر از یک اثر مکتوب ساده است؛ این کتاب نشاندهندهٔ قدرت بقای فرهنگ ایرانی در برابر شمشیر بیگانگان است. خاندان جوینی با دست گرفتن قلم و ثبت رویدادها توانستند وحشیگری حاکمان چنگیزخانی را در قالب ساختارهای اداری و تمدنی ایران مهار کنند. اهمیت تاریخی کتاب به گونهای است که امروزه هیچ پژوهشگری در جهان نمیتواند بدون ارجاع به تاریخ جهانگشای، دربارهٔ امپراتوری مغول، خوارزمشاهیان یا مذهب اسماعیلیه تحقیق کند و ترجمههای متعدد آن به زبانهای زنده دنیا گواهی بر این جایگاه رفیع جهانی است.
در نهایت، شناخت این اصطلاح و کتاب به ما یادآوری میکند که چگونه زبان فارسی توانسته است سختترین تکانههای تاریخی را پشت سر بگذارد. نثر متکلف این کتاب، هرچند برای مخاطب امروزی سنگین به نظر میرسد، اما گنجینهای از لغات، اصطلاحات دیوانی، ترکیبات مغولی و ترکی دورهٔ ایلخانی و ظرایف زبانی قرن هفتم هجری است. یادگیری و مطالعهٔ بخشهایی از این اثر نه تنها دیدگاهی عمیق دربارهٔ یکی از تاریکترین و در عین حال سرنوشتسازترین دورههای تاریخی ایران به ما میدهد، بلکه توانایی درک متون کهن ادبی را در مخاطب ارتقا میبخشد.