یعنی چه
عبارت «نشخوار آدمیزاد» یک تعبیر کنایی، ادبی و عامیانه در زبان فارسی است. از آنجا که انسان از نظر فیزیولوژیک نشخوار نمیکند، این ترکیب به عنوان یک ضربالمثل («نشخوار آدمیزاد حرف است») برای توصیف تمایل مکرر انسان به حرف زدن، وراجی، گپوگفت روزمره برای فرار از تنهایی و یا مرور وسواسی افکار در ذهن (نشخوار فکری) به کار میرود.
تلفظ
واژه اول از بخشهای «نُش» (احتمالاً دگرگونشدهٔ نوش یا باز) + «خوار» (از مصدر خوردن) در زبان پهلوی ریشه گرفته و به صورت مصاف به «آدَمیزاد» متصل میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف، واژه ۱۳ حرفی «نشخوار آدمیزاد» است.
به انگلیسی
بسته به کارکرد کنایه در جمله، اگر منظور پرگویی و گپ زدن باشد از معادلهای تفننی و اگر منظور مرور آزاردهنده افکار باشد، از اصطلاح روانشناسی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بخش کلامی و عامیانه آن از واژگان مربوط به پرگویی و برای بخش روانی از ریشه جَرَّ (اجترار) استفاده میکنند.
در قرآن
اصطلاح ترکیبی و عامیانه «نشخوار آدمیزاد» اصالت قرآنی ندارد و در متن مصحف شریف ذکر نشده است. در قرآن کریم صرفاً به چهارپایان و ویژگیهای عمومی آنها اشاره شده اما این تعبیر کنایی کاملاً زاییده ادبیات عامه فارسی است.
نماد چیست
این عبارت نمادی از نیاز بیپایان انسان به تخلیه اطلاعاتی و کلامی است؛ همانطور که چهارپایان با نشخوار، غذای مادی را هضم میکنند، انسان نیز با تکرار کلمات و چانه زدن، افکار خود را میجود تا از پوسیدگی دل و تنهایی فرار کند. در روانشناسی نیز نماد افکار تکرارشونده و گیرکرده است.
جمعبندی و توضیح کامل نشخوار آدمیزاد
عبارت «نشخوار آدمیزاد» یک اصطلاح ترکیبی و بخشی از ضربالمثل معروفِ «نشخوار آدمیزاد حرف است» میباشد که علیاکبر دهخدا نیز در نوشتههای خود به آن اشاره کرده است. این اصطلاح در دو ساحت معنایی کاربرد دارد؛ در ادبیات عامیانه کنایه از تمایل ذاتی انسان به پرگویی، وراجی و همصحبتی مداوم برای سرگرمی و فرار از تنهایی است.
در ساحت دوم و نگاه مدرنتر، این اصطلاح به مفاهیم روانشناسی مانند «نشخوار فکری» نزدیک میشود که به معنای مرور مکرر، وسواسی و بیسرانجام افکار منفی در ذهن است. ریشه واژه نشخوار به زبان پهلوی بازمیگردد و ترکیب آن با آدمیزاد، یک ساختار کنایی و نمادین از پردازش مداوم کلام و فکر در انسان میسازد.