یعنی چه
این واژه صیغه مبالغه است و به کسی اشاره دارد که ظلم و ستمگری در او به اوج رسیده و در رفتارهای خشن خود ملاحظه هیچکس را نمیکند. در زبان عامیانه برخی کشورهای عربی امروزه به معنای ناشی و بیتجربه نیز به کار میرود، اما معنای اصیل و کهن آن همان ستمپیشه بیباک است.
تلفظ
تلفظ این واژه با فتح عین و تشدید و فتح شین است که به صورت اَلْغَشْشام خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه بر اساس تعداد حروف (۶ حرف) خودِ «الغشام» است و به عنوان معادل ستمگر یا ظالم بیپناه کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از واژههایی استفاده میشود که مفهوم ستمگری مطلق و سوءاستفاده شدید از قدرت را تداعی کنند.
به عربی
در عربی فصیح، مترادفات این کلمه همگی بر محور ستم، خروج از عدالت و رفتار خشن استوار هستند.
به فارسی
این واژه در متون کهن و اشعار فارسی به عنوان وامواژهای برای توصیف حاکمان بیدادگر یا افراد خشمگین و سختگیر به کار رفته است.
در قرآن
واژه الغشام در متن قرآن وجود ندارد. نباید این کلمه را با واژههایی مانند «الغاشیه» که از ریشه «غ ش ی» است اشتباه گرفت. البته مفاهیم همسو با آن تحت عنوان ظلم و عدوان در قرآن به وفور نهی شدهاند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، الغشام به عنوان نمادی برای حاکمان جور، جنگجویان بیپروا و هر نوع ساختار یا فردی که بدون منطق و صرفاً با زور و خشونت عمل میکند، شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل الغشام
واژه الغشام یک اصطلاح عربی از ریشه «غ ش م» است که به صیغه مبالغه ساخته شده و به معنای فردی است که در ظلم و ستمگری هیچ مرز و اندیشهای ندارد. این کلمه به متون کهن فارسی نیز راه یافته و همواره بار معنایی کاملاً منفی و تاریکی را با خود حمل میکند که بازتابدهنده رفتار خشن و بیرحمانه است.
نکته جالب در تطور معنایی این واژه این است که در زبان عامیانه امروز برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و عراق، به معنای فرد ناشی، بیتجربه یا سادهلوح تغییر کاربرد داده است؛ اما در لغتنامههای کلاسیک و جدولهای کلمات متقاطع، معنای اصلی آن همان ستمگر و بیدادگر مد نظر قرار میگیرد.
این کلمه در قرآن کریم نیامده است و تعداد حروف دقیق آن در زبان فارسی ۶ حرف است که به دلیل آهنگ خاص خود، در ادبیات برای توصیف اوج بیعدالتی و تجاوز به حقوق دیگران به کار میرود.