معنی
تسخیر در لغت به معنای رام کردن، تحت فرمان و سلطه درآوردن و مغلوب کردن چیزی یا کسی است. همچنین در کاربردهای قدیمیتر به معنای به بیگاری گرفتن و وادار کردن کسی به کار بدون مزد نیز آمده است.
یعنی چه
این واژه زمانی به کار میرود که فرد، نیرو یا کشوری موفق شود بر شیء، شخص، سرزمین یا جریانی چیره شده و آن را کاملاً تحت اراده، مدیریت و تصرف خود درآورد.
مترادف
واژههای فوق در بافتهای مختلف نظامی، حاکمیتی و روانی نقشی هممعنی با تسخیر ایفا میکنند.
متضاد
کلماتی که مفهوم نافرمانی، رها شدن از قید کنترل یا ایستادگی در برابر قدرت حاکم را رسانند، ضد تسخیر هستند.
هم خانواده
نکته واژهشناسی: واژههای «مسخره» و «تمسخر» نیز از همین ریشه لغوی (س-خ-ر) هستند، اما در شاخه معنایی استهزاء و ریشخند توسعه یافتهاند.
ریشه
این کلمه وامواژهای عربی در زبان فارسی است. تسخیر مصدر باب تفعیل از ریشه ثلاثی مجرد «س خ ر» است که در زبان اصلی به معنای رام کردن و تحت فرمان آوردن میباشد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ پنجحرفی برای راهنمای «رام کردن» یا «تحت سلطه درآوردن» واژه «تسخیر» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن (سیاسی، نظامی یا روانشناختی) میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل تسخیر
واژه «تسخیر» مفهومی ریشهدار و پرکاربرد است که ابعاد گوناگون نظامی، طبیعی، مذهبی و عرفانی را در بر میگیرد. در نگاه نخست، این کلمه یادآور غلبه، فتح قلمروها و تحت کنترل درآوردن فیزیکی یا سیاسی یک سرزمین است؛ اما در پهنه علم و معرفت، به رام کردن نیروهای سرکش طبیعت و قانونمند ساختن آنها برای رفاه بشر اشاره دارد.
در فرهنگ قرآنی نیز این اصطلاح جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که ریشه آن بیش از ۲۰ بار برای توصیف نظم تکوینی جهان به کار رفته است؛ مانند رام شدن خورشید، ماه، شب و روز توسط باریتعالی برای بهرهبرداری انسانها. همچنین در متون کهن و ادبیات عرفانی، تسخیر فراتر از مفاهیم مادی رفته و نمادی از اراده برتر، کشش عمیق قلبی (تسخیر دل) و گاه تصرفات روحی محسوب میشود که با نمادهایی چون کلید یا اسبِ افسارگسیخته در فرهنگ عامه پیوند خورده است.