معنی
آهسته به معنای انجام دادن کار یا حرکتی با سرعت پایین، بدون شتاب و عجله است. همچنین این واژه برای اشاره به صدایی که بلند نیست و به نرمی شنیده میشود نیز به کار میرود. در ادبیات کهن فارسی، این کلمه گاه به معنای شخص حلیم، باوقار، متین و بردبار نیز معنا شده است.
یعنی چه
وقتی میگوییم کاری را آهسته انجام بده، یعنی سرعت آن را کم کن تا با دقت و آرامش بیشتری پیش برود. این مفهوم در مقابل تندی، سرعت زیاد و شتابزدگی قرار میگیرد و به پایداری و سنجیدگی در عمل اشاره دارد.
مترادف
این واژهها در بافتهای مختلف معنایی (سرعت، صدا یا رفتار) میتوانند به جای آهسته استفاده شوند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده سرعت بالا، عجله یا بلند بودن صدا هستند، متضاد این کلمه به شمار میروند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشه مشترک مشتق شدهاند یا ترکیبات مستقیمی از این کلمه در زبان فارسی هستند.
ریشه
این واژه اصیل فارسی از زبانهای ایرانی میانه آمده است. در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت āhastag به معنی آرام یا ساکن بوده که خود برآمد از ریشه فرضی ā-has-ta است و با گذشت زمان به شکل «آهسته» در فارسی دری تثبیت شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «کند یا بیشتاب»، کلمه پنج حرفی «آهسته» یک پاسخ دقیق و کلیدی است.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور سرعت حرکت باشد، یا بلندی صدا و نوع رفتار، معادلهای متفاوتی در زبان انگلیسی برای آن وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل آهسته
واژه «آهسته» یکی از واژگان اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که مفهوم اعتدال، حرکت بدون شتاب و آرامش را در خود جای داده است. این کلمه هم در توصیف سرعت فیزیکی (کم بودن سرعت حرکت) و هم در توصیف ویژگیهای صوتی (کم بودن بلندی صدا) کاربرد فراوانی دارد. علاوه بر این، در متون ادبی و اخلاقی گذشته، به عنوان نمادی از حلم، وقار و سنجیدگی رفتار انسان شناخته میشده است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، ترکیب «آهسته و پیوسته» جایگاه ویژهای دارد و نمادی از پایداری، تدبیر و دوری از شتابزدگی به شمار میرود. گرچه این کلمه مستقیماً در متن عربی قرآن نیامده، اما مفاهیم معادل آن مانند میانهروی در راه رفتن (مَشْیاً هَوْناً) و پایین آوردن صدا همواره مورد تأکید قرار گرفتهاند که نشاندهنده ارزش اخلاقی این مفهوم در سبک زندگی است.