یعنی چه
واژهٔ مُشْمَرَج در لغتنامههای کهن به دو معنی اصلی به کار رفته است: یکی به معنای فردی که خوشپرورده، با تربیت و نیکو پرورشیافته است؛ و دیگری در توصیف جامهها و پارچههای بسیار لطیف، نرم، رقیق و نازکبافت.
تلفظ
این واژه به صورت مُشْمَرَج (mošmaraj) تلفظ میشود که یک صفت مفعولی مشتق از ریشهٔ عربی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد. بسته به طراح جدول، ممکن است به صورت واژههای همریشه مانند «شمرج» یا «مشمر» نیز مورد پرسش قرار گیرد.
به انگلیسی
با توجه به دو معنای متفاوت این واژه، در زبان انگلیسی برای اشاره به ویژگی انسانی از اصطلاحات مربوط به پرورش خوب و برای اشیاء از تعابیر بافت ظریف استفاده میشود.
به عربی
این کلمه اصالتاً از زبان عربی و از فعل رباعی «شمرج» وارد شده است. در متون قدیمی عربی، اصطلاح «ثوبٌ مُشمرَج» به معنای لباسی با بافت رقیق و لطیف کاربرد داشته است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون «خوشپرورده»، «نیکپروانده»، «نرمبافت»، «رقیق» و «لطیف» است که با توجه به سیاق متن جایگزین میشوند.
نماد چیست
این کلمه یک واژهٔ لغوی قرون گذشته است و در فرهنگ عامه، اسطورهشناسی یا ادبیات استعاری، نماد یا مظهر مفهوم خاصی به شمار نمیرود و صرفاً جنبه توصیفی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مشمرج
واژهٔ «مُشْمَرَج» یک صفت مفعولی با ریشهٔ عربی است که در لغتنامههای کهن و اصیل فارسی و عربی مانند منتهیالارب و لغتنامه دهخدا ثبت شده است. این کلمه دو کاربرد و معنای متمایز دارد؛ در یک سو برای توصیف انسانهای خوشاخلاق و اصیل که به خوبی و نیکویی پرورش یافتهاند به کار میرود و در سوی دیگر، توصیفی برای پارچهها و جامههای بسیار نرم، نازک، رقیق و لطیف است.
بررسی منابع لغوی نشان میدهد که این کلمه از فعل رباعی «شمرج» مشتق شده است. اگرچه در برخی لغات و ریشههای همخانواده آن تعابیری چون آشفتگی یا دوخت نامنظم نیز دیده میشود، اما صورت مفعولی «مشمرج» بیشتر بر همان دو معنای لطافت بافت و حسنِ تربیت دلالت دارد. این واژه در زبان فارسی امروز بسیار کمکاربرد است و بیشتر در متون کهن یا به عنوان کلمات چالشبرانگیز در جدولهای کلمات متقاطع دیده میشود.