یعنی چه
این واژه در ادبیات فارسی به صورت مجازی به افراد عالیرتبه، سرآمد و کسانی که در اوج شرف و مرتبه قرار دارند اشاره میکند. برخلاف شباهت ظاهری، این کلمه با «تارکِ دنیا» (گوشهنشین) یا «تاریکنشین» تفاوت دارد و دقیقاً به معنای بالانشین و صدرنشین است.
تلفظ
واژه از دو جزء «تارِک» (به فتح ر و سکون ک) به معنی فرق سر یا قله، و «نِشین» (با کسره ن) از بن مضارع نشستن تشکیل شده است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، این واژه به عنوان پاسخ عباراتی چون «بلندپایه»، «رفیعمقام» یا «صدرنشین» به کار میرود و دقیقاً ۸ حرف دارد.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم ادبی در زبان انگلیسی از واژگانی استفاده میشود که به جایگاه والا، رتبه بالا و قرارگیری در راس یک ساختار اشاره دارند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن معنای این صفت مرکب، از ترکیباتی استفاده میشود که مفهوم صاحب مقام عالی یا کسی که در نقطه اوج قرار گرفته را تداعی میکنند.
به فارسی
واژههای مترادف و جایگزین فارسی آن شامل بلندپایه، عالیمقام، سرآمد، برگزیده و مسندنشین هستند که همگی مفهوم قرار داشتن در صدر یا مرتبه بالا را میرسانند.
نماد چیست
در شعر و نثر کلاسیک فارسی، تارکنشین نمادی است برای موجودات یا انسانهایی که به اوج کمال، عظمت و جایگاه فوقانی و سلطنتی دست یافتهاند؛ چنانکه نظامی گنجوی میفرماید: «زمین را منم تاج تارکنشین / ملرزان مرا تا نلرزد زمین».
جمعبندی و توضیح کامل تارک نشین
واژه «تارکنشین» یک صفت فاعلی مرخم و ترکیبی از واژگان اصیل ادبی است. جزء اول آن یعنی «تارک» به معنای فرق سر، قله یا بالاترین نقطه هر چیز است و با ریشه عربی ترک (به معنی رها کردن) ارتباطی ندارد. از این رو، تارکنشین به کسی گفته میشود که در بالاترین جایگاه یا بر فراز یک موقعیت قرار گرفته است.
این کلمه در ادبیات کلاسیک فارسی کاربردی کاملاً استعاری دارد و به عنوان کنایه از افراد والامقام، بلندپایه، صدرنشینان و کسانی که در اوج شرف و مرتبه هستند به کار میرود. به دلیل شباهت ظاهری، گاهی عامه مردم آن را با واژههایی مثل تارکدنیا (گوشهنشین) اشتباه میگیرند، در حالی که مفهوم آن دقیقاً نقطه مقابل عزلتنشینی و به معنای بالانشینی و سروری است.