یعنی چه
«یاد خاستن» (که در متون کهن بیشتر به صورت «یاد خاست» یا «یاد برخاست» به کار رفته) یک ترکیب فعلی اصیل و کمکاربرد در زبان فارسی است. این عبارت از ترکیب «یاد» و فعل «خاستن» (به معنی بلند شدن، پدید آمدن و ظاهر شدن) ساخته شده و به معنای بلند شدن و پدیدار شدن یادِ چیزی یا کسی، مطرح شدن، یا به یاد آمدن است؛ چنانکه حافظ میفرماید: «با چنین سلطنتی یاد گدایان ز چه خاست؟».
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [یادْ خاسْ تَنْ] (yād xāstan) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی که به عنوان پاسخ این مدخل ۸ حرفی میآیند شامل خود کلمه یا کنایاتی چون «به یاد آمدن» و «ذکر شدن» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی که مفهوم پدیدار شدن خاطره یا ذکر شدن نام را میرسانند.
به عربی
عبارات عربی ناظر بر خطور به ذهن و ذکر نام.
به فارسی
مترادفها و عبارات هممعنی فارسی آن شامل: به یاد آمدن، ذکر شدن، مطرح شدن، نام برده شدن، تداعی شدن و در ذهن آمدن است.
نماد چیست
این ترکیب یک اصطلاح و فعل کنایی ادبی است و نماد مادی یا تصویر استعاری ملموس و مستقلی برای آن در فرهنگ عامه تعریف نشده است؛ اما در متن ادبی میتواند کنایه و نمادی از بیدار شدن حافظه، زنده شدن گذشته و بازگشت احساسات فراموششده باشد.
جمعبندی و توضیح کامل یاد خاستن
عبارت «یاد خاستن» یک ترکیب فعلی کهن، فصیح و کمکاربرد در زبان و ادبیات فارسی دری است که از دو جزء واژگانی اصیل یعنی «یاد» (با ریشه اوستایی به معنی به خاطر سپردن) و «خاستن» (با ریشه ایرانی باستان به معنی بلند شدن و پدید آمدن) تشکیل شده است. این اصطلاح در ادبیات کلاسیک (بهویژه در اشعار بزرگان مانند حافظ) به معنای پدیدار شدن یادِ کسی، مطرح شدن ذکر یک شخص یا به ذهن آمدن ناگهانی یک خاطره به کار رفته است.
در فارسی معیار و معاصر، این ترکیب جای خود را به عبارات رایجتری مانند «به یاد آمدن»، «یاد آمدن» یا «ذکر خیر کسی شدن» داده است. بررسیهای ریشهشناختی مؤید آن است که این واژه کاملاً ایرانی بوده و هیچ ریشه یا کاربرد مستقیمی در زبانهای دیگر یا متونی نظیر قرآن ندارد و صرفاً مفاهیم معادل آن در قالب واژگانی چون ذکر و تذکر یافت میشود.