یعنی چه
این واژه یک ترکیب وصفی و کنایی در زبان فارسی است. به کسی اطلاق میشود که دچار رنج، غمه مفرط یا سوگواری عمیقی شده باشد؛ به طوری که در ادبیات کنایهای، جگر (مرکز احساس و عاطفه) آغشته به خون شده است.
تلفظ
تلفظ این واژه متشکل از دو بخش «خونین» (با واو مجهول یا معروف در گویشها) و «جَگَر» (با فتح جیم و گاف) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «بسیار غمزده» یا «داغدار» کاربرد دارد و دقیقاً از ۸ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که بر اساس رنج عمیق قلبی یا اندوه شدید ناشی از سوگ ساخته شدهاند، بهترین برگردان برای این اصطلاح هستند.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر واژههای عمومی حزن، ترکیبهای استعاری مانند دامی الکبد دقیقاً همان تصویرسازی ادبی فارسی را ارائه میدهند.
به فارسی
از واژههای هممعنی و سره در زبان فارسی میتوان به خونجگر، جگرخون، داغدار، سوگوار و اندوهگین شدید اشاره کرد که بار معنایی کاملاً مشابهی را دلالت میکنند.
نماد چیست
در نمادشناسی شعر سنتی و عرفانی فارسی، خونینجگر بودن صفت سالک، عارف یا عاشق صادقی است که در راه وصال و تحمل هجران، سختیها را به جان میخرد. در این مکتب، خونجگر خوردن مایه پختگی، کمال و عروج روحی انسان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خونین جگر
واژه «خونینجگر» یک صفت مرکب کنایی و بسیار اصیل در زبان و ادبیات فارسی است. این کلمه از دو تکواژ «خونین» (صفت نسبی) و «جگر» (اسم) ساخته شده است. از آنجا که در باور قدمای اهل ادب و فرهنگ ایرانی، جگر یا کبد جایگاه اصلی عواطف سنگین، تحمل رنج، شجاعت و دردهای درونی بوده است، آغشته به خون شدن آن استعاره از بالاترین حد غصه، ماتم و دلسوختگی است.
این اصطلاح در شعر کلاسیک فارسی (مانند آثار حافظ و مولوی) بسامد بالایی دارد و فراتر از یک واژه معمولی برای بیان غم، تبدیل به یک نماد سلوکی و ادبی شده است؛ نمادی از عاشق پیشهای که در آتش فراق میسوزد یا مصیبتدیدهای که بار سنگین روزگار را به دوش میکشد. در کاربردهای امروزی و معادلسازیهای بینالمللی نیز این واژه با مفاهیمی همچون دلشکستگی عمیق در انگلیسی و تعابیر استعاری مشابه در عربی و ترکی همپوشانی دارد.