معنی
بخیل به کسی گفته میشود که از بخشیدن مال، دارایی یا حتی علم و نیکی به دیگران در جایی که عقل، عرف یا شرع لازم میداند، خودداری میکند.
یعنی چه
در مفهوم عمیقتر، یعنی کسی که دچار فقر درونی است و با وجود داشتن ثروت یا توانایی، ترجیح میدهد آن را پنهان و ذخیره کند و خود و دیگران را محروم سازد.
ریشه
این واژه صفت مشبهه از فعل «بَخِلَ» است که در لغت به معنای دریغ کردن مال یا چیزی است که سپردن یا دادن آن به دیگری شایسته است.
تلفظ
این کلمه با فتح باء و سکون خاء و تلفظ کشیده یـاء ادا میشود.
در جدول
کلمه «بخیل» دقیقاً دارای ۴ حرف است و در حل جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای واژههایی چون خسیس، ممسک و تنگنظر به کار میرود.
به انگلیسی
برای توصیف این صفت در زبان انگلیسی از واژههای متنوعی که نشاندهنده خساست افراطی هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر خود واژه بخیل، واژه شحیح نیز برای مرتبه شدیدتری از این صفت اخلاقی به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی رایجترین معادل برای این واژه کلمه cimri است.
به فارسی
برابرها و مترادفهای فارسی و کنایی این واژه شامل عباراتی چون تنگنظر، ناخنخشک، سیهکاسه و پست میباشد که همگی دلالت بر عدم سخاوت دارند.
در قرآن
خود واژه «بخیل» به صورت صفت در قرآن نیامده، اما مشتقات آن مانند «یَبْخَلُونَ» و «بُخْل» آمده است. بخل در قرآن معمولاً در برابر انفاق قرار دارد و به عنوان یک صفت بسیار نکوهیده معرفی شده که پنهانکننده نعمتهای الهی است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، آدم بخیل نماد بستهدستی، ترس از فقر و کورچشمی است. در تمثیلها او را به ماری تشبیه میکنند که روی گنج چنبره زده؛ نه خودش از آن بهره میبرد و نه میگذارد دیگران استفاده کنند.
جمعبندی و توضیح کامل بخیل
واژه بخیل دلالت بر یکی از نکوهیدهترین صفات اخلاقی در فرهنگ اسلامی و ایرانی دارد. این صفت نه تنها نشاندهنده دلبستگی افراطی به مادیات و ترس دائمی از فقر است، بلکه سدی بزرگ در برابر رشد معنوی، جود و سخاوت محسوب میشود.
در دیدگاه اخلاقی و عرفانی، بخیل کسی است که با وجود بینیازی ظاهری، از فقر درونی رنج میبرد. او نعمتهای الهی را نزد خود حبس کرده و عقل و شرع را در بخشش نادیده میگیرد، به طوری که در ادبیات از او به عنوان مایه محرومیت خود و جامعه یاد میشود.