معنی
کمال در زبان فارسی به مفهوم به نهایت رسیدن ارزش، کیفیت یا ویژگیهای مطلوب در یک شخص، شیء یا اندیشه است. این واژه در ادبیات و عرفان به معنای خروج از حالت خامی و رسیدن به پختگی و معرفت به کار میرود.
یعنی چه
عبارت کمال یعنی چه به زبان ساده به این معناست که یک پدیده یا انسان به ساختار بیعیب و نقص دست یافته و تمام تواناییهای بالقوه خود را به مرحله اجرا و فعلیت رسانده باشد.
مترادف
واژههایی مانند بلوغ و پختگی بهترین معادلهای معنایی برای توصیف این حالت در انسان هستند.
متضاد
هر چیزی که نشاندهنده نیمهکاره بودن، عیب یا دوری از وضعیت ایدهآل باشد، متضاد کمال به شمار میرود.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه عربی ک م ل گرفته شدهاند و مفهوم تمام کردن و به انتها رساندن را در خود دارند.
ریشه
ریشه این واژه عربی است و به معنای تمام شدن، کامل شدن و بیعیب شدن کار یا نعمتی به کار میرود. این مفهوم در فرهنگ اسلامی و ایرانی جایگاه ویژهای یافته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به پرسشهایی مانند «بلوغ و پختگی» یا «بینقصی»، واژه ۴ حرفی کمال یک جواب دقیق است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، واژگان فوق دقیقترین برگردانهای انگلیسی برای این مفهوم هستند.
جمعبندی و توضیح کامل کمال
واژه کمال یکی از مفاهیم کلیدی و ریشهدار در فرهنگ، فلسفه و ادبیات فارسی است. این کلمه در اصل از ریشه عربی «کمل» به معنای تمام شدن گرفته شده، اما در کاربرد فارسی خود ابعادی عمیقتر یافته است که به معنای رسیدن به بالاترین درجه از ارزش، پختگی، بیعیب بودن و شکوفایی تمام استعدادهای درونی یک موجود یا انسان تعبیر میشود.
در دیدگاه عرفانی و فلسفی، کمال نقطهای است که در آن خامی به پختگی تبدیل شده و فرد با عبور از نقصها و کاستیها، به جایگاه «انسان کامل» نزدیک میشود. این واژه در زندگی روزمره نیز برای تحسین کیفیتِ بالا، دقت فراوان و بینقص بودن یک اثر یا رفتار به کار میرود و همواره باری مثبت و ارزشمحور دارد.
در متون دینی بهویژه قرآن کریم، مشتقات این واژه مانند «اکمال» برای بیان به نهایت رسیدن نعمتها و احکام الهی استفاده شده است؛ همانطور که در آیه اکمال دین به کامل شدن مسیر هدایت اشاره میشود. بنابراین کمال نهتنها یک صفت، بلکه یک هدف و مسیر پویا برای رشد و تعالی تلقی میشود.