معنی
زرخیز در اصل به معنای زمین یا معدنی است که از آن طلا (زر) استخراج میشود؛ اما در کاربرد رایج به خاک بسیار حاصلخیز، پُربار و محیطی که توان تولید و باروری مادی یا معنوی زیادی دارد، گفته میشود.
یعنی چه
این واژه ترکیبی از «زر» و «خیز» (برخاستن) است و کنایه از هر بستر، خاک یا ذهنی دارد که خروجی پُربار، ارزشمند و ثروتآفرین پدید میآورد.
مترادف
این کلمات در متون مختلف ادبی و جغرافیایی به عنوان جایگزینهای معنایی زرخیز به کار میروند.
هم خانواده
از آنجا که زرخیز یک صفت مرکب است، واژههای همخانواده آن از دو بخش «زر» و بن مضارع «خیز» (از مصدر خاستن) مشتق میشوند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه با فتح زاء (زَ)، سکون راء (ر)، کسرهٔ خاء (خ) و یای کشیده تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «زمین حاصلخیز یا طلاخیز ۵ حرفی»، کلمه «زرخیز» قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور زمین پربرکت باشد یا معدن طلا، از معادلات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «أرض خصبة» دقیقترین معادل برای کاربرد عمومی زرخیز است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، زرخیز نماد غنای طبیعی خاک وطن، پُربار بودن اندیشه و فرهنگ مولد است. این واژه استعاره از هر بستر مستعدی است که بدون بخل، زیباترین و ارزشمندترین ثمرات را به بار مینشاند.
جمعبندی و توضیح کامل زرخیز
واژهٔ «زرخیز» یکی از صفات مرکب و اصیل زبان فارسی است که از ترکیب «زر» (طلا) و «خیز» (از مصدر خاستن) پدید آمده است. این کلمه در لغت به معنای جایی است که از آن طلا میخیزد یا معدن طلا در آن قرار دارد؛ اما در گذر زمان و در کاربرد رایج زبان، به عنوان صفتی برای اشاره به زمینهای بسیار حاصلخیز، پُربار و پربرکت به کار میرود که منافع مادی و کشاورزی سرشاری به همراه دارند.
علاوه بر جنبههای مادی و جغرافیایی، زرخیز در ادبیات فارسی کاربردی استعاری و مجاز نیز پیدا کرده است. این واژه به عنوان نمادی از اندیشههای پویا، ذهنهای خلاق و فرهنگهای مولد شناخته میشود؛ به طوری که «ذهن زرخیز» به ذهن ایدهپرداز و ثروتآفرین اشاره دارد. اگرچه این واژه به طور مستقیم در قرآن نیامده، اما مفاهیم معادل آن مانند «بلد طیّب» به وضوح در ارزشگذاری خاک پاک و بارور بازتاب یافته است.