معنی
واژهٔ فلق در لغت به معنی شکافتن و جدا کردن چیزی از چیز دیگر است و در اصطلاح به سپیدهدم و لحظهٔ آغازین صبح گفته میشود، چرا که نور پردهٔ سیاه شب را میشکافد.
یعنی چه
این واژه به مفهوم برآمدن نور از دل تاریکی اشاره دارد و مجازاً به معنی آغاز، روشنایی و پیدایش موجودات از عدم نیز به کار میرود.
متضاد
متضادهای این کلمه شامل تاریکی شب و غروب آفتاب هستند.
تلفظ
این کلمه بر وزن «شفق» تلفظ میشود و حروف فاء و لام در آن دارای فتحه هستند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ فلق به عنوان پاسخ سه حرفی برای راهنماهای «سپیدهدم» یا «صبح صادق» استفاده میشود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه به لحظات آغازین روز و شکافتن تاریکی صبح اشاره دارند.
به عربی
واژه فلق اصالتاً عربی است و در این زبان علاوه بر معنی شکافتگی، مترادف الفجر و الصبح قرار میگیرد.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل کلماتی چون پگاه، بامداد، سحر و سپیدهدم است که زمان طلوع نخستین پرتوهای نور را توصیف میکنند.
در قرآن
فلق نام صد و سیزدهمین سوره قرآن کریم است که با آیه «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» آغاز میشود. در تفاسیر به سپیدهدم یا پدید آمدن مخلوقات از عدم تعبیر شده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، فلق نماد غلبه روشنایی بر ظلمت، پایان ناامیدی، آغاز دوباره و حقیقت آشکار است و پناهگاهی نورانی در برابر شرور به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل فلق
واژهٔ فلق از ریشهای عربی به معنای شکافتن و گسستن گرفته شده است. این کلمه در فرهنگ عامه و ادبیات قرآنی بیشتر به مفهوم سپیدهدم و بامداد شناخته میشود؛ لحظهای ملموس که در آن خط سپید نور، پرده تاریک شب را میشکافد و روز آغاز میشود.
این واژه علاوه بر کاربرد لغوی، ارزش نمادین بالایی دارد و همواره یادآور امید، شروع تازه و پیروزی ابدی روشنایی بر تاریکی است. سوره فلق در قرآن نیز به عنوان یک حفاظ معنوی، انسان را در پناه پروردگارِ روشنایی و آفرینش قرار میدهد.