معنی
این واژه در زبان فارسی برای توصیف جلال، عظمت و آرایههای ظاهری پرزرقوبرق به کار میرود که اغلب با نوعی هیاهو، سر و صدا یا خودنمایی بیرونی همراه است.
یعنی چه
در اصطلاح عامیانه و ادبی، وقتی کاری یا سخنی با طمطراق انجام میشود، یعنی با تشریفات فراوان، ادعا و نمایش بزرگ جلوه داده شده است.
مترادف
واژههای هممعنی این کلمه همگی بر مفهوم جلوهگری، صدا و ابهت نمایشی دلالت دارند.
متضاد
این کلمات در تقابل با مفهوم نمایش و تجمل افراطی طمطراق قرار میگیرند.
ریشه
ریشه قطعی آن مشخص نیست؛ برخی لغتنامهها آن را معرب یا دارای ظاهر عربی میدانند، در حالی که در واژهنامههای اصیل عربی نیست. برخی نیز آن را ترکی (معادل تمتوراک) یا ترکیبی از طم (بلندی) و طراق (صدا) در قالب نامآوا میدانند.
تلفظ
این واژه در تداول فارسیزبانان بیشتر با ضمه تلفظ میشود، هرچند فتحهخوانی آن نیز در منابع ثبت شده است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با تعداد ۶ حرف مشخص میشود.
به انگلیسی
بسته به متن، برای توصیف شکوه از pomp و برای سخن پرطمطراق از واژههایی مانند grandiloquence استفاده میشود.
به فارسی
معادل خالصتر یا ترکیب گویای آن در فارسی امروزی همان «زرقوبرق ظاهری» یا «بوق و کرنا» است.
نماد چیست
طمطراق در فرهنگ ادبی و عامه نمادی از ادعای زیاد، پوچی باطنی، یا جلوههای صوتی و بصری سنگینی است که عمق چندانی ندارند.
جمعبندی و توضیح کامل طمطراق
واژه «طمطراق» از واژههای پرطنطنه و کهن در زبان و ادبیات فارسی است که برای بیان شکوه، جلال، حشمت و تجملِ توأم با خودنمایی و هیاهو به کار میرود. این کلمه در اصل به عنوان یک اسم صوت برای صداهای بلند و باابهت نیز کاربرد داشته، اما به مرور زمان بار معنایی آن به سمت رفتارهای تشریفاتی و ظواهر پرزرقوبرق متمایل شده است.
از نظر ریشهشناسی، بین زبانشناسان اختلافنظر وجود دارد؛ برخی آن را معرب و برخی دیگر یک کلمه تقلیدی صوتی (نامآوا) یا وامگرفته از تبادلات فرهنگی میان فارسی، ترکی عثمانی و عربی میدانند. صفت مشتق شده از آن یعنی «پرطمطراق» امروزه کاربرد زیادی در توصیف سخنرانیهای متکلف، جشنهای مجلل یا ادعاهای بزرگ دارد.
در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران بزرگی چون مولانا از این واژه بهره بردهاند. طمطراق در بافتار متن معمولاً حامل نوعی بار معنایی انتقادی یا طعنهآمیز است که به توخالی بودن یا افراطی بودن یک ابهت ظاهری اشاره میکند.