معنی
«فراغت» در زبان فارسی به معنای آسایش، آسودگی خاطر، استراحت و رهایی از مشغلههای روزمره است. این واژه به زمان یا فرصتی اشاره دارد که فرد پس از اتمام کارهای موظف خود، برای استراحت یا پرداختن به امور دلخواه در اختیار دارد.
یعنی چه
در اصطلاح، فراغت یعنی خالی شدن از مشغلههای کاری و فکری؛ وضعیتی که در آن انسان فرصت و مجال کافی برای پرداختن به خود، تفریح یا استراحت را پیدا میکند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی «ف-ر-غ» به معنی خالی شدن یا رها شدن از کاری مشتق شدهاند.
تلفظ
واژه فراغت در زبان فارسی به صورت [farāğat] تلفظ میشود که حرف فاء و غین دارای فتحه هستند.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه «فراغت» معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون آسودگی، آسایش، استراحت، یا زمان آزاد به کار میرود و خود یک واژه ۵ حرفی است.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای انگلیسی برای این واژه شامل Leisure (وقت پیشبینیشده برای آسایش) و Free time (وقت آزاد) است.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به این مفهوم از واژه «الفَراغ» یا ترکیب «وقت الفراغ» و همچنین «الإجازة» استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و جایگزینهای فارسی برای این واژه شامل آسودگی، آرامش، استراحت، رهایی از کار، مجال و وارستگی است.
جمعبندی و توضیح کامل فراغت
واژه «فراغت» اسم مصدری با ریشه عربی است که وارد زبان فارسی شده و در اصل به معنی خالی شدن، رها شدن از کار و پرداختن به امری دیگر پس از اتمام وظایف است. این کلمه در فرهنگ و ادبیات فارسی با مفاهیمی نظیر تعادل در زندگی، آسودگی خاطر و وارستگی از تعلقات دنیوی پیوند خورده است.
در متون دینی و قرآنی نیز ریشه این واژه مشهود است؛ برای نمونه در سوره انشراح آمده است که انسان پس از فراغت از یک کار مهم، باید به کار مهم دیگری بپردازد که نشاندهنده ارزش بالندگی و پویایی در کنار آسودگی است. در فرهنگ عامه، فراغت نماد فیزیکی خاصی ندارد اما در ادبیات عرفانی نمادی از خلوت دل و گوشهنشینی عارفانه محسوب میشود.