یعنی چه
این عبارت قیدی به هر نوع رفتار، گفتار، فکر یا ساختاری اشاره دارد که فاقد پیوستگی منطقی و هماهنگی باشد؛ به طوری که اجزای آن به درستی به یکدیگر متصل نشده باشند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب قیدی به صورت «به طُورِ نامُنسَجِم» است که از بخش قیدی ساز فارسی-عربی و واژه نفیشده عربی تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت بر اساس تعداد حروف خودِ ترکیب «به طور نامنسجم» (۱۲ حرف) یا مترادفهای آن مانند پراکنده، گسیخته و نابسامان تعیین میشود.
به انگلیسی
بسته به متن و سیاق جمله، از معادلهای متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود که در ترکیبهای رسمی بیشتر واژه Incoherently به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم قیدی، از ترکیب کلماتی چون «غیر مترابط» یا «غیر متماسک» همراه با عبارات قیدی استفاده میکنند.
به فارسی
برگردان خالص فارسی این ترکیب با واژههایی مثل پراکنده، گسیخته، نابسامان، و ناپیوسته همپوشانی کامل دارد که نشاندهنده عدم اتصال اجزای یک مفهوم یا جسم است.
در قرآن
خود واژه «نامنسجم» یا ریشه ثلاثی مجرد آن یعنی «س ج م» در قرآن کریم کاربرد مستقیم ندارند؛ اما مفاهیم متضاد آن مانند یکپارچگی در عباراتی چون «بنیان مرصوص» دیده میشود.
نماد چیست
این عبارت قیدی دارای نماد فرهنگی یا سنتی خاصی نیست؛ با این حال در هنرهای تجسمی و طراحی، ساختارهای نامنظم، اشکال هندسی از هم گسیخته و خطوط شکسته به عنوان نماد مفهوم نامنسجم به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل به طور نامنسجم
عبارت قیدی «به طور نامنسجم» از ترکیب حرف اضافه و اسم «به طور» با صفت منفی «نامنسجم» ساخته شده است. واژه اصلی آن ریشه در زبان عربی (س ج م) دارد که در اصل به معنای ریزش روان آب یا اشک بوده، اما در فرایند وامگیری لغوی در فارسی، معنای مجازی نظم، پیوستگی و هماهنگی به خود گرفته و با پیشوند نفی «نا» به معنای عدم یکپارچگی تبدیل شده است.
این اصطلاح در حوزههای متعددی از جمله روانشناسی (برای توصیف گفتار یا افکار پریشان)، ادبیات و هنر (برای توصیف ساختارهای بینظم) و تحلیلهای منطقی کاربرد دارد. متضادهای اصلی آن واژگانی چون منسجم، منظم و ساختارمند هستند که پایداری و همبستگی ساختاری را بازگو میکنند.
در مجموع، استفاده از این عبارت نشاندهنده آن است که اجزای یک کل، ارتباط منطقی و معناداری با یکدیگر برقرار نکردهاند و خروجی نهایی دچار تشتت، آشفتگی یا گسستگی شده است.