معنی
الک ابزاری مشبک و سوراخسوراخ است که از بافتن سیم، مو یا نخ روی یک قاب مدور ساخته میشود. این وسیله برای بیختن و جدا کردن ذرات درشت از ریز مانند آرد، خاک یا حبوبات کاربرد دارد. در اصطلاح تفاوتی ظریف با غربال دارد؛ به این صورت که سوراخهای الک ریزتر از غربال است.
یعنی چه
عبارت است از ابزار کارگاهی یا آشپزخانهای که جهت خالصسازی و یکدست کردن تودهای از مواد پودری یا دانهای استفاده میشود. در کاربردهای عامیانه و استعاری نیز به شخص یا مفهومی اشاره دارد که بسیار نفوذپذیر است یا رازها را درون خود نگه نمیدارد و همه چیز از آن عبور میکند.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه بر اساس مستندات لغتنامههای معتبر فارسی از جمله دهخدا، از واژهٔ ترکی آذربایجانی «ələk» (یا elek در ترکی استانبولی) وام گرفته شده و از طریق تماسهای زبانی و منطقهای وارد زبان فارسی شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «ابزار بیختن آرد»، «صافی و غربال» یا «آردبیز»، کلمه سه حرفی «الک» یک پاسخ دقیق و کلیدی است.
به انگلیسی
به عربی
به ترکی
به فارسی
معادلهای اصیل و تاریخی این واژه در زبان فارسی که پیش از رواج این وامواژه استفاده میشدند، شامل «پرویزن»، «آردبیز» (بیختن آرد) و «سرند» (برای خاک و ذرات درشتتر) هستند.
جمعبندی و توضیح کامل الک
واژهٔ «الک» در اصل یک وامواژه از زبان ترکی است که به طور کامل در زبان فارسی جذب شده و جایگزین واژههای کهنی مانند پرویزن و آردبیز گشته است. این کلمه در معنای مادی خود به ابزاری مشبک و بافتهشده از توری یا مو اشاره دارد که وظیفهٔ جداسازی ذرات ریز از درشت را بر عهده دارد. تفاوت ظریف آن با غربال در میزان ریز بودن منافذ آن است که سبب میشود برای موادی مثل آرد بسیار مناسب باشد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، الک فراتر از یک ابزار ساده، به یک نماد استعاری غنی تبدیل شده است. این واژه کنایه از سنجش، پالایش، غربالگری افکار و انسانها و تفکیک سره از ناسره (حق از باطل) است. ضربالمثل معروف «الکش را آویخته» نشاندهندهٔ پایان یک دوره آزمون، کار یا زندگی و رسیدن به فراغت است. همچنین مشتقاتی مانند صفت «الکی» در فرهنگ عامه به معنای سستی، بیدوامی و غیرواقعی بودن به کار میرود که ریشه در پاره شدن زودهنگام الکهای قدیمی پارچهای دارد.