یعنی چه
این واژه در زبان عامیانه و گفتاری فارسی به معنی سرگردان نگه داشتن، امروز و فردا کردن، و با وعدههای غیرجدی وقتکشی کردن برای از سر باز کردن شخصی است.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه به صورت سَر دَواندَن است که یک اصطلاح ترکیبی، عامیانه و کنایی در زبان فارسی محسوب میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه معمولاً خود واژه «سردواندن» به عنوان یک پاسخ ۸ حرفی است یا از مترادفهای آن نظیر مماطله و معطل کردن استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم سردواندن و به تعویق انداختن عمدی کار دیگران از این عبارات اصطلاحی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفاهیمی چون مماطله و تسویف به معنای امروز و فردا کردن و به تأخیر انداختن کارها، نزدیکترین معادلها به این اصطلاح هستند.
به فارسی
واژه سردواندن از نظر ساختاری یک ترکیب فعلی محاورهای از «سر + دواندن» است. این کلمه کنایه از این است که کسی را وادار کنی بیهدف به این سو و آن سو بدود و به نتیجه نرسد.
در قرآن
عبارت سردواندن یک اصطلاح کنایی و عامیانه معاصر در زبان فارسی است و در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ هرچند مفهوم منفی آن یعنی مماطله و تسویف در روایات نکوهش شده است.
جمعبندی و توضیح کامل سردواندن
اصطلاح «سردواندن» یکی از کنایههای رایج در زبان عامیانه و گفتاری فارسی است. این واژه از ترکیب دو جزء «سر» و «دواندن» شکل گرفته و تصویر ذهنی فردی را بازسازی میکند که بیهدف به این سو و آن سو میدود بدون اینکه به نتیجهای برسد. در روابط اجتماعی و اداری، این کلمه برای توصیف رفتار افرادی به کار میرود که با وعدههای دروغین یا امروز و فردا کردن، کار دیگران را به تأخیر میاندازند.
این رفتار که به نوعی وقتکشی و طفره رفتن آگاهانه به شمار میرود، مترادف با واژههایی چون مماطله، علاف کردن و گربه رقصاندن است. نقطه مقابل آن، اقدام فوری، یکسره کردن کار و تسریع در امور است که نشاندهنده مسئولیتپذیری و احترام به زمان دیگران است.