یعنی چه
در واژهنامههای اصیل فارسی، «سوخته بید» به معنی زغال درخت بید است. در گذشته از این نوع زغال به دلیل نرمی و کیفیت بالا، برای صاف کردن، پالودن و گرفتن ناخالصیهای نوشیدنیها استفاده میکردند. همچنین در ادبیات کنایه از تصفیه و پاککنندگی است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «سوخته» (sūxte) به معنای حریقدیده یا تبدیلشده به زغال، و «بید» (bīd) که نوعی درخت است تشکیل شده و به صورت سرهم تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «زغال درخت بید» یا «مادهای که خاقانی برای تصفیه باده به کار برده»، واژه ۸ حرفی «سوخته بید» مد نظر است.
به انگلیسی
معادل دقیق کاربردی آن در هنر و صنایع امروز زغال بید یا همان Willow charcoal است.
به عربی
در زبان عربی از ترکیب فحم الصفصاف برای اشاره به زغال این درخت استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به این مفهوم از این واژگان استفاده میشود.
به فارسی
مترادفها و برگردانهای دیگر این واژه در زبان فارسی شامل زغال بید، بیدِ سوخته و محروقالبان است که در تقابل با «بید خام» قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل سوخته بید
واژه «سوخته بید» یک ترکیب اصیل، کهن و فصیح در زبان فارسی است که بر خلاف تصور عامه، تنها یک ترکیب وصفی ساده نیست؛ بلکه دلالت دقیق بر «زغال درخت بید» دارد. این ماده در گذشته به دلیل ساختار منفذی و خاص خود، برای صاف کردن و تصفیه مایعات و نوشیدنیها از ناخالصیها استفاده میشده و خاقانی شروانی نیز در اشعار خود از تضاد رنگی میان باده گلگون و سوخته بید (سیاهی و سرخی) مضامین زیبایی خلق کرده است.
امروزه نیز این واژه در دنیای هنر و نقاشی با عنوان زغال بید (Willow Charcoal) شناخته میشود که برای طراحی و سایهروشن به دلیل نرمی فوقالعادهاش کاربرد وسیعی دارد. از منظر نمادشناسی در ادبیات کلاسیک، سوخته بید نماد پاککنندگی، ایثار برای جلا دادن به دیگران و فرسودگی است.