یعنی چه
این واژه صفت تفضیلی از ریشه «ضعف» است و برای اشاره به فرد، شیء یا حالتی به کار میرود که نسبت به دیگری دارای سستی، ناتوانی یا کمبود قدرت بیشتری باشد.
مترادف
واژههایی که مفهوم شدتِ ناتوانی و کاهش نیرو را در مقایسه با دیگری میرسانند.
متضاد
کلماتی که بیانگر برتری در قدرت، استحکام و توانایی هستند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة روی همزه و سکون روی ضاد و عین است: [اَ ضْ عَ فْ].
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «ضعیفتر» یا «ناتوانتر» با تعداد ۴ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی که مفهوم مقایسهای کمبود قدرت و ناتوانی را منتقل میکنند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان به عنوان اسم تفضیل کاربرد دارد.
به فارسی
برگردان دقیق و مستقیم این واژه به زبان فارسی معیار، استفاده از پسوند تفضیلی «تر» به همراه واژههای ضعیف، ناتوان یا سست است.
در قرآن
این واژه با نگارش صحیح «أَضْعَفُ» در آیه ۲۴ سوره مبارکه جن به کار رفته است: «فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا» که به معنای «ضعیفتر از نظر یاور و کمککار» میباشد.
نماد چیست
این کلمه نماد استعاری کمبود قدرت، شکنندگی و آسیبپذیری مفرط در برابر یک عامل بیرونی یا نیروی قویتر است.
جمعبندی و توضیح کامل آضعف
واژه «آضعف» که در اصل نگارش صحیح آن در زبان عربی «أَضْعَف» است، به عنوان یک صفت تفضیلی شناخته میشود. این کلمه از ریشه سه حرفی «ض ع ف» مشتق شده و به معنای ضعیفتر، ناتوانتر و سستتر است. در زبان فارسی معیار، این واژه به صورت مستقل رواج گستردهای ندارد اما در متون کهن، ادبیات دینی و به ویژه در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان یک لغت چهار حرفی کاربرد دارد.
از نظر قرآنی، این واژه در سوره جن برای مقایسه ناتوانی جبهه باطل در برابر قدرت الهی به کار رفته است. ریشه این کلمه کلمات پرکاربرد دیگری را در فارسی ساخته است که همگی به نوعی با مفهوم کاهش نیرو یا دوبرابر شدن (مضاعف) در ارتباط هستند. در کاربردهای استعاری، این کلمه نشاندهنده اوج شکنندگی و کمبود بنیه در برابر یک جریان یا ساختار محکم است.