معنی
حصار به معنای هر نوع دیوار، نرده، فنس یا مانعی است که به دور یک مکان یا محوطه کشیده میشود تا از آن محافظت کرده، آن را محصور کند یا مرزهایش را از اطراف جدا سازد. در کاربردهای قدیمی، این واژه به معنای دژ، قلعه و باروی نظامی نیز به کار میرفته است.
یعنی چه
در مفهوم عام و کنایهای، حصار به معنای ایجاد محدودیت، مرزبندی و اسارت است. وقتی میگوییم چیزی در حصار قرار دارد، یعنی آزادی حرکت از آن سلب شده و در چارچوبی مشخص و محدود محاط شده است.
مترادف
متضاد
متضاد مستقیم و واحدی در منابع واژهنامهای برای آن ذکر نشده و بیشتر بهصورت مفهومی در برابر فضاهای بدون مرز و آزاد قرار میگیرد.
هم خانواده
ریشه
این واژه از ریشه عربی «حَصَرَ» (ḥ-ṣ-r) گرفته شده است که در زبان مبدأ به معنای در تنگنا قرار دادن، گرد آوردن، احاطه کردن و محاصره کردن است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «دیوار دور باغ»، «پرچین» یا «دژ و قلعه»، واژه ۴ حرفی «حصار» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل حصار
واژه «حصار» ریشه در زبان عربی دارد و در اصل به معنای دیوار یا مانعی است که به دور یک مکان مانند باغ، خانه یا قلعه کشیده میشود تا از آن محافظت کند یا آن را از محیط پیرامون جدا سازد. این کلمه در گذر زمان جایگاه ویژهای در زبان فارسی پیدا کرده و علاوه بر کاربرد مادی و فیزیکی خود، در ادبیات و عرفان نیز به عنوان یک نماد دوجانبه به کار میرود؛ از یک سو نماد امنیت، حفاظت و مرزبندی مشخص است و از سوی دیگر نماد محدودیت، اسارت در بند تن یا دنیا و جدایی به شمار میرود.
اگرچه خود واژه «حصار» به این شکل اسمی در متن قرآن نیامده است، اما مشتقات همخانواده آن مانند «احصروا» یا «احصروهم» در آیات متعددی به معنی در تنگنا قرار دادن و محاصره کردن استفاده شدهاند. در کاربردهای روزمره و مسابقات جدول نیز این کلمه چهار حرفی به عنوان مترادفی برای پرچین، بارو و نرده شناخته میشود و معادلهای دقیق بینالمللی نظیر Fence و Wall دارد.