یعنی چه
سربها در زبان فارسی به معنی قیمت جان یک انسان، خونبها یا دیه است. همچنین در مفهوم مجازی به پولی اطلاق میشود که برای بازخریدن و آزاد کردن اسیران و گرفتاران به شخص حاکم یا ظالم پرداخت میگردد.
تلفظ
این واژه به صورت سَربَها (sar-bahā) تلفظ میشود و یک کلمه مرکب مرخم است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخی ۵ حرفی برای راهنماهایی چون «خونبها»، «فدیه اسیر» یا «تاوان جان» است.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن، برای آزادی اسیر از واژه Ransom و برای دیه قتل از Blood money استفاده میشود.
به عربی
در متون و لغتنامههای عربی، معادل دقیق آن بسته به کاربرد، واژگان دیت و فدیه هستند.
به فارسی
برگردانها و واژههای همارز خالص فارسی آن شامل خونبها، تاوان جان، فدیه، باج و سرانهبها است.
نماد چیست
این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی (بهویژه در اشعار خاقانی) مظهر و نماد رهایی از بند، اسارت، فداکاری و بازخریدن جان است. همچنین شمع در ادبیات گاهی نماد کسی است که نورش، بهای قطع شدن سر اوست.
جمعبندی و توضیح کامل سربها
واژه «سربها» یک ترکیب اصیل، مرخم و قدیمی در زبان فارسی است که از دو جزء «سر» (به مجاز یعنی جان و انسان) و «بها» (به معنی قیمت و ارزش) تشکیل شده است. این کلمه در درجه اول به معنای دیه و خونبهای مقتول به کار میرود و در مرتبه بعد، به پولی اشاره دارد که برای آزادسازی زندانیان یا اسیران جنگی به طرف مقابل پرداخت میشود.
گاهی در جستجوهای اینترنتی، این واژه با جمع کلمه فلزی «سربها» یا قوم «صرب» اشتباه گرفته میشود؛ اما هویت لغوی مستقل آن در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و معین کاملاً بر معنای فدیه و تاوان جان استوار است. در فرهنگ نمادین ادبیات فارسی نیز این کلمه یادآور مفاهیمی چون ایثار، رهایی از بند تعلّقات و پرداخت سنگینترین تاوان برای آزادی است.