یعنی چه
این عبارت در زبان فارسی به معنای دست یافتن به خوشی، التذاذ روحی یا جسمی، و نصیب بردن از یک امر خوشایند است. در واقع وقتی کسی از چیزی حظ میبرد، یعنی از آن لذت وافر کسب کرده و بهرهمند شده است.
تلفظ
واژهٔ «حظ» با فتح حاء و تشدید ظاء مشدده (حَظّ) تلفظ میشود که در ترکیب با فعل بردن، به صورت «حَظ بَردن» خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این پرسش در جدول با توجه به تعداد حروف، «کلمه حظ بردن» (۱۰ حرف) یا معادلهای آن نظیر لذت بردن و استمتاع است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن میتوان از افعال متداول برای ابراز لذت و بهرهمندی استفاده کرد.
به عربی
ریشهٔ کلمه «حظ» عربی است، اما در خود زبان عربی برای رساندن مفهوم این ترکیب فعلی از باب استفعال یا تفعّل استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژهٔ Haz عینا به کار میرود و ترکیب Haz almak دقیقترین معادل آن است.
به فارسی
معادلوارههای اصیل فارسی این ترکیب شامل چشیدن طعم خوشی، کامیابی، برخوردار شدن از نعمت و التذاذ روحی است.
در قرآن
کلمهٔ «حَظّ» به صورت مستقل در قرآن کریم ۷ بار به معنی بهره، سهم و نصیب (مانند سهم آخرت یا دنیا) به کار رفته است؛ اما ترکیب فعلی و فارسی «حظ بردن» در متن قرآن وجود ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه حظ بردن
عبارت «حظ بردن» یک ترکیب فعلی کنایی و بسیار رایج در زبان فارسی است که از ادغام واژهٔ عربی «حظّ» (به معنی سهم، نصیب و بخت) با فعل فارسی «بردن» ساخته شده است. این اصطلاح در سیر تحول زبانی خود، از معنیِ سادهٔ «دریافت کردن سهم و نصیب» به مفهوم عمیقترِ «بهرهمندی همراه با لذت فراوان، کیف کردن و ابتهاج روحی» تغییر یافته است.
در ادبیات فارسی و گفتگوهای روزمره، این کلمه زمانی به کار میرود که فرد از تماشا، شنیدن یا تجربهٔ چیزی دچار شعف و رضایت درونیِ کامل شود. واژهٔ حظ به تنهایی در قرآن کریم نیز به همان معنای ریشهایِ بهره و قسمت اشاره دارد، اما ساختار فعلی آن کاملاً متعلق به حوزهٔ زبان و ادب فارسی است.