معنی
قی در اصطلاح به معنای خروج ناگهانی، ارادی یا غیرارادی مواد درون معده از طریق دهان است که معمولاً با حالت تهوع همراه بوده و در پزشکی به عنوان یک مکانیسم دفاعی برای دفع سموم یا مواد فاسد شناخته میشود.
یعنی چه
این کلمه در زبان عامیانه و کاربرد روزمره به همان عمل بالا آوردن یا استفراغ کردن اشاره دارد و به خودِ مواد دفعشده از معده نیز اطلاق میشود.
مترادف
واژههایی مانند استفراغ و بالا آوردن در زبان امروزی، و کلماتی مثل هُراش، عَق و شکوفه در متون کهن فارسی به عنوان هممعنی این واژه به کار رفتهاند.
متضاد
برای این کلمه متضاد مستقیم و مطلق کمتری در فرهنگها ذکر شده، اما افعالی که عکس این عمل را نشان میدهند مانند بلعیدن و فرو دادن غذا، یا اصطلاح پزشکی «استراد» (نگه داشتن غذا در معده) به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
هم خانواده
از آنجا که این کلمه ریشه عربی دارد، واژههایی نظیر مُقَیِّء (داروی استفراغآور)، اِستِقاء (طلبِ قی کردن) و تَقَیُّؤ از همخانوادههای اشتقاقی آن به شمار میروند.
ریشه
این واژه از کلمه عربی «قَیْء» (همراه با همزه در آخر) وارد زبان فارسی شده است. در فرایند فارسیسازی، همزه پایانی آن حذف گردیده و به صورت «قَی» تلفظ و نگارش میشود.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ طراحان برای راهنمای «استفراغ» یا «بالا آوردن» در حالت دو حرفی، کلمه «قی» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه رسمی و پزشکی آن Vomit یا Regurgitation است، در حالی که در مکالمات غیررسمی و عامیانه بیشتر از کلمه Puke استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل قی
واژه «قی» یک وامواژه اصیل عربی در زبان فارسی است که به عمل خروج ناگهانی مواد داخل معده از راه دهان یا همان استفراغ اشاره دارد. این اصطلاح هم در متون طب سنتی به عنوان راهی برای پاکسازی بدن از سموم کاربرد داشته و هم در زبان عامیانه و ادبیات کنایی جایگاه ویژهای دارد.
در فرهنگ معاصر و ادبیات فارسی، این واژه اغلب به عنوان نمادی از بیزاری شدید، پاکسازی روحی از افکار پلید، توبه از مال حرام یا پشیمانی عمیق به کار میرود؛ برای مثال اصطلاح کنایی «قیکرده خود را لیسیدن» نشاندهنده بازگشت مذموم از یک وعده یا پیمان است. این کلمه با وجود حجم کوتاهش، کاربرد گستردهای در ادبیات و واژهگزینیهای پزشکی سنتی دارد.
بررسی منابع دینی نیز نشان میدهد که ریشه این واژه در قرآن کریم به کار نرفته است، هرچند حروف مقطعه همنام یا ریشههایی چون قیام و تقوا در قرآن مشهودند اما هیچ ارتباط معنایی با این واژه گوارشی ندارند.